چهارشنبه 9 مرداد 1392

_________** یک تلنگر **__________ پل صراط

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


__________ پل صراط ______________ نعوذ بالله...

امام صادق ع : مردمی که از پل صراط می گذرند چند گونه اند :

برخی همانند برق از آن میگذرند، برخی همانند اسب تند رو،

بعضی چهار دست و پا و بعضی پیاده،

و برخی بر آن آویزان می شوند در حالی که آتش آنان را تهدید میکند.

بحارالانوار ج 8 ص 65


پنجشنبه 3 مرداد 1392

ذکر دم افطارم

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

هـر که گویــد سخنــی لحظــه افطــار ولــی
دم افطار فقط ذکر حسین(ع) شیرین است

رمضان ماه حسین(ع) است، خدا می داند
ربناهــای مــرا ذکــر حسین(ع)، آذین است

حاجت هــر که در ایــن مــاه بــود حــج، امّـا
دل مــا را طلـب کــرب و بــلا، تسکین است...

▬◄ ما با ذکر حسین است که افطار میکنیم
.
.
.
۩ با آرزوی قبولی طاعات و عباداتمقدمتان به این وبلاگ ارزشی گرامی میدارم ۩


پنجشنبه 3 مرداد 1392

یک کلام حرف حساب ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

از اینکه بعضیا نمیان سمتت

ناراحت نشو ، ایراد از تو نیست !

مگس هیچوقت سمت گل نمیره ؛

همیشه میره سمت اشغالی مث خودش …






یعنی عجیب از این حرفهای سه پهلو هست وا ....


شنبه 29 تیر 1392

ح س ی ن می کشی مرا

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


راست گفته اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده : آب ، آتش ، خاک ، هوا …

آبی که از تو دریغ کردند

آتشی که در خیمه گاهت افتاد

خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها

و هوایی که عمری ست افتاده در دل ها …

ترکیب این چهار عنصر می شود کـــــــــــــــربلا …


روز هفتم
 هم کذشت
 با عطش و
دوری ز آب

**
سر و جانم
به فدای
عطش
طفل رباب

دیدی دم افطار از عطش چه بی حال میشی ..
رمقی برات نمیمونه ..
حالا فکرش و بکن باید با یه سپاه عظیم هم مبارزه کنی ..
عصر عاشورا سپاه یزید و تنهایی پسر فاطمه برای مبارزه با این سپاه لعین
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین ..


هرگاه دیدی خدای سبحان پیاپی بر تو بلا نازل می کند
بدان که تو را (از خواب غفلت) بیدار کرده است
و
چون دیدی خدای سبحان، با آنکه گناه می کنی
پیاپی به تو نعمت می دهد
بدان که این تدریجاً به سوی هلاکت بردن توست

امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
میزان الحکمه، ج2، ص 576






خیلی حدیث پر معناییه...اصن عجیب زیباست و به دل میشینه!!


جمعه 21 تیر 1392

پیوند اعضاء

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


پیـونـد اعـضا مے کنـم تـا زنـده ام ...





مشـتــ م بـراے بـحـریـن ...





سیـنہ ام بـراے فـلسطیـن ...





زبـانــ م بـراے مـیـانـمار ...





چشمـانــ م بـراے ابـالفـضـل ...





نـفـســ ـــم بـراے ِ ...

حســ❤ــین

حســ❤ــین

حســ❤ــین


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


┘◄ التماس دعاے فرج + شهادت


کوتاه شود


جمعه 21 تیر 1392

کودکی و سادگی ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

من از کودکی عاشقت بوده ام
قبولم نما گر چه الوده ام ...

کاش مثل همین موقع (زمان کودکی) بی غل و غلش و صاف و ساده بودیم
خدایا هر چی کذشت و ما بزرگ تر شدیم ارزوهامونم بزرگ تر شد
 اینقدر که دیگه نمیتونم بی غل و غلش ستایشت کنم ..
من و ببخش ..


پنجشنبه 20 تیر 1392

چهار ذکر برای رفع چهار مشکل

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

1ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آل‌عمران/173) پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.»

2ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ‏ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء/87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.»

3ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» (غافر/44) پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»

4ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/39) پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

 

منبع: بحارالانوار، ج90، ص184 و 185، به نقل از کتاب خصال شیخ صدوق


محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می‌نویسد:

پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم، او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دست بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟

پدرم گفت: چه می‌گویی؟

دوباره عرض کردم: آقا جان! در آنجا که اقامت دارید، کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر، یا سایر تألیفات شما، یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام؟

او اندک تأملی کرد و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام

عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است؛ برای زیارت، چه کنیم؟

فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین علیه السلام برپا می‌شود، شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین علیه السلام را به شما بدهند.

سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه می‌کنم که زیارت عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن، زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان. این زیارت، دارای آثار، برکات و فواید بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت می‌شود.

 

منبع: کتاب «نامداران مکاشفه و کرامت» تألیف حجت‌الاسلام حمید احمدی جلفایی


سه شنبه 18 تیر 1392

خدایا ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

خدایا!
میدانم بد کردم.....
اما تو گناهایم را پوشاندی و به احدی نگفتی ....
حالا از تو می خواهم در ماه رمضان مرا جزء آمرزیدگان قرار دهی ....

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ
پروردگارا ما بر خویشتن ستم كردیم و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نكنى مسلما از زیانكاران خواهیم بود
(اعراف/۲۳)


+ حزب اللهی تر از آقا!


« صبح کریسمس، آقا فرمودند .. خانه چند ارمنی و عاشوری (خانواده شهید) اگر برویم خوب است!

.. آقا در خانه ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خورد. بعضی دوستانِ ما نـخوردند! _ کاتولیکتر از پاپ هم داریم دیگر!

.. پس از خداحافظی سمت دفتر راه افتادیم. رسیدیم،
آقا فرمودند ؛ این بچه‌ها را بگویید بیایند.

گفتند ؛ این کار احمقانه چه بود شما کردید؟؟!! ما مهمان بودیم؛ چرا غذاشان را نـخوردید؟!
این، اهانت به آنها محسوب میشود _ نـمیخواستید، داخل نـمی آمدید! »


_ خاطرات یک محافظ


نمی خوام روضه بگم اما نمیدونم چراوقتی این طور تصاویر رو میبینم برام روضه ها زنده میشن روضه هایی که در حال حاضر در حال وقوع هست وداریم میبینمشون واخباری که به گوش میرسه مثل:طفلی سه ساله/حمله به خانه/کشیدن جنازه بر روی زمین ولگد مال کردن آن وجسارت به آن واینکه هرکی با هر چی دستشه میزنه/سر بریدن/بی حرمتی به خانواده/مسلح کردن وبه دندون کشیدن قلب وهزار داستان دیگه....
راسته که میگن تاریخ تکرار میشه ولی آن کجا واین کجا...
چه کردن با خاندان پیامبر واهل بیت ما!!!
کوتاه شود


پنجشنبه 13 تیر 1392

سلام تهران ... :((

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

سلام تهران ، آری چه خواب سنگینی!

چه ساكتی ، چه خموشی ، مگر نمی بینی ؟

سلام ای همه جا مانده های قافله ها

سلام نسل چك و سفته و معامله ها !

چقدر هادی دردم چه خسته ام سردم

تكم غریب و غریقم ، شكسته ام زردم

سلام تهران تهران ، سلام تهرانم

منم بسیجی دیروز این دبستانم

من از خدا و شهید و كمانچه می آیم

از استوای شلوغ شلمچه می‌آیم ...

بگو چگونه گرفتار این خطا شده ایم ؟

میان سیل سیاست چنین دوتا شده ایم؟!

چه ساده شوق شهادت به غصه ها برگشت

چه ساده كاوه دوباره به قصه ها برگشت!

هلا شما كه به امروز خویش زنجیرید

چرا سراغی از آن روزها نمی گیرید؟؟

دراین كشاكش بی همتی و بی دینی

حلال كن حلالم شهید آوینی..

رها شدم چه به یاوه میان این برزن

میان این همه مكر و میان این همه زن !

منم بسیجی دیروز و اینك اما دیر

منم جوانی جبهه و اینك اما پیر

چقدر گریه ی كهنه به دادم آمده است

چه خاطرات عجیبی به یادم آمده است

چقدر خاتمه ام من چقدر مختصرم

چقدر گریه ام امشب چقدر مختصرم !!!


افسر عراقی تعریف می کرد: یه پسر بچه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم. آوردنش سنگر من. خیلی کم سن و سال بود. بهش گفتم: مگه سن سربازی توی ایران هجده سال تمام نیست؟ سرش را تکان داد.
گفتم: « تو که هنوز هجده سالت نشده! » بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: « شاید به خاطر جنگ ،کار به جایی رسیده که دست به دامن شما بچه ها شدن و سن سربازی رو کم کردن؟ »
جوابش خیلی من رو اذیت کرد. با لحن قاطعانه ای گفت: سن سربازی پایین نیومده ، سن غیرت و ناموس پرستی پایین اومده.


شهید حسین هرمزی

وقتی لباس سبز سپاه می پوشید.درجه ای نداشت.مدتی گذشت.

خواستد به نیروها درجه بدهند اما حسین می گفت:

«اگر درجه داشته باشیم؛ممکن است غرور هایی به ما دست بدهد و فکر کنیم بزرگیم»


دوشنبه 10 تیر 1392

هدیه به ولائی ها

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

هدیه به همه ولائی ها .. 
پیروان واقعی ولایت .. 


اول علی آخر علی
رهبــــــــــــــــــــــــــــــر فقط سید علی


دوشنبه 3 تیر 1392

کاش روزی ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

روز میلاد حضرن صاحب از اقا خواستم شما هم بخواهید این اتفاق قشنگ بیافته )

کاش روزی بنویسیند به بقیع :
یک فراخوان کمک به طرح احداث ضریح
کاش روزی بنویسند به بقیع :
چند روز مانده به اتمام ضریح
کاش روزی بنویسند به بقیع :
مهدی فاطمه اید به تماشای ضریح
کاش روزی بنویسند به بقیع :
فلش راهنما ..> مرقد زهرای شفیع ...
الهم عجل لولیک الفرج ..


پنجشنبه 23 خرداد 1392

عدالت اجتماعی .. ارزوی همه ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

کاش...
یه روز دنیا به جایی برسه
که همه از امکانات مساوی برخوردار باشن!
همه شاد باشن و خنده بر لبان همه جاری باشه...


شاگرد : استاد ، چکار کنم که خواب امام زمان (عج) رو ببینم ؟!
استاد : شب یک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب .


....


شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت .
شاگرد : استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم !‏
خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب می نوشم
کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم !
در ساحل رودخانه ای مشغول …


...
استاد گفت: تشنه آب بودی خواب آب دیدی ‏؛‏
تشنه امام زمان (عج) بشو تا خواب امام زمان (عج) را ببینی …


تعداد کل صفحات: 30 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic