بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمود.
شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت:
اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه را که به همین رنگ است به تو
می دهم!!
بهلول چون سکه های او را دید دانست که سکه های او از مس است
و ارزشی ندارد
به آن مرد گفت به این شرط قبول میکنم که:
سه مرتبه مانند الاغ عرعر کنی.تا منهم سکه ام را با سکه های تو عوض کنم
شیاد قبول نمود و و شروع کرد با صدای بلند " عر عر " کردن
سپس رو به بهلول کرد و گفت حال سکه ات را به من بده تا سکه هایم را به تو بدهم
بهلول گفت:
تو با این همه خریت فهمیدی سکه ای که در دست من است از طلاست
چگونه توقع داری من نفهمم که سکه های تو از مس است؟

ع.ن
عکس و متن خیلی هم مرتبط هستند


سه شنبه 2 اردیبهشت 1393

اینها با این دیدگاه به این مقام رسیدن ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


شیـخ رجبـعلـی خیـاطـ:

˙·٠•♥
این چـرخ خیاطـی سینگــر را ببینید ؛
 همه قطعات ریز و درشتش مارک مخصوص کارخانه را دارد.
می خواهند کوچکترین پیچ هم نشان این کارخانه را داشته باشد.
انسان مؤمن هم، همه کارهای بزرگ و کوچکش باید نشان خدا را داشته باشد.


چهارشنبه 20 فروردین 1393

ایت ا .. اراکی و میرزا تقی خان امیر کبیر ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

هرکی دلش شکست بگه یاحسین



آیت الله العظمی اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت نه با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟ جواب داد هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.


دوشنبه 18 فروردین 1393

فرهنگ از دید امام خامنه ای ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


دوشنبه 18 فروردین 1393

سجده زیاد ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


دوشنبه 18 فروردین 1393

یک راه مطمعن برای کسب مقامات عالیه ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

فضیلت نماز اول وقت
♥•٠·


ادامه مطلب

دوشنبه 18 فروردین 1393

اندر احوال این روزهای دولت تخریب امید

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


اوّلین نمونه

در تمام کشورهای توسعه یافته
رنگ مشکی رنگی برای قدرت و انرژی
استفاده میشود
مثلاً در ورزشهای رزمی و غیر رزمی
کمربند مشکی آخرین کمربند و کمال قدرت
تلقّی میشود

دوّمین نمونه

در تمام کشورهای پیشرفته
برای کامل بودن علم و دانش در فردی
از رنگ مشکی استفاده کرده و کمال علم را
در یک فرد نشان میدهند
مثلا در فارغ التحصیلی دانشجویان برتر
از ردا و لباس مشکی
استفاده میکنند

سوّمین نمونه

همه مردم با این نمونه آشنا هستند
نمونه ای که هر کس در هر دینی باشد
احساس آرامش و تقدس گرایی میکند
همه لباس راهبان و مادر روحانیان کلیسا
را دیده اند و همینطور
لباس بزرگان یهود را که لباس مشکی
بر تن کرده و با دیدنشان
تقدس یادمان می آید
لباس مشکی در هر دینی مقدس است

چهارمین نمونه

یک ساختمانی در کره زمین وجود دارد
از تمام نقاط این کره ی خاکی
برای طوافش گرد این ساختمان جمع شده
و در اینجا دیگر ثروتمند و فقیر
پیدا نیست !
خانه خداوند بزرگ و مهربان
مکّه مکرّمه
این ساختمان هم پوششش
به رنگ مشکی ست
این اقتداریست که رنگ مشکی
پیدا کرده است

پنجمین نمونه

پنجمین نمونه ای که ما اشاره میکنیم
حسین بن علیست
حسین را با لباس مشکی یاد میکنیم
یعنی این لباس مشکی نزد ما خیلی ارزش دارد
خیلی ها این لباس را همراه خود به
عالم قبر می برند
خیلی ها با این لباس مشکی حاجت گرفتند
و خیلی ها لباس مشکی اشان را
با پرچم سیاه امام حسین (ع)
همرنگ کردند و ...

ششمین نمونه

نمونه بعدی که همه ارادت خاصّی
نسبت به این قشر دارن
خادمین حرم امام رضا (ع)
و حرم حضرت معصومه است
چه زیباست حرم علی بن موسی الرضا
و حضرت معصومه (س)
مخصوصاً که جلوی هر دری که
میخوای داخل صحن بشی
دو تا خادم سیاه پوش ایستاده
و قربون صدقه ی زائرا میشن

هفتمین نمونه

نمونه بعدی که می خوام به شما معرفی کنم
کسی نیست جز سادات محترم
ساداتی که با عمّامه مشکی
و نماد رسول الله زینت شده اند
هر جا سادات رو میبینیم یاد
مادر غریب و جدّ شهید
و مظلومشان می افتیم
سیّد اولاد نبی


ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟه
ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ
:ﺣﻀﺮﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
♥•٠·
ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ ! ﻗﺮﺑﺎﻧﺘﺎﻥ ﺑﺸﻮﻡ
ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﻢ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯿﺪ؟

!ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻓﺮﺝ ﺭا ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﺪ
ﺷﻤا ﺩﻋﺎﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿد
ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻟﻠﻬﻢ ﮐﻦ ﻟﻮﻟﯿﮏ ﺍﻟﺤﺠﺔ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴن

ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻋﺎﯼﺍﻟﻬﯽ ﻋﻈﻢ ﺍﻟﺒﻼ
...ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ

سند
ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺳﯿﺪ ﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ
صفحه 238
ﻧﺠﻢ ﺍﻟﺜﺎﻗﺐ
480 ﺻﻔﺤﻪ





شنبه 17 اسفند 1392

شرایط قربانی

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    



از شرایط قربانی آن است که گوش و چشمش سالم باشد...هرچند شاخش

شکسته و لنگان بسوی قربانگاه آید...

(نهج البلاغه-خطبه ی 53)






(نهج البلاغه-خطبه ی 53)



خادم حرم امام رضا (ع) :

دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم
چه دیــدی و چه شنیـدی ؟
دختــرک بـا آرامشی خاص گفت هیچ .
فقط پــدرم را خبـر کنیــد !
پـــدرش را آوردنـــد .

گفت :
بابا ، امـام رضـا بهم گفت : 
بـه بابات بــگو بـه خواهرم چیــزی نگه !

پــدر بـه خادم گفت : دخیل کـه بستم
بـه امـام رضــا گفتـم : 
می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه میكنم . . .







حدیثی تکان دهنده در مورد سجده شکر ( حدیث قدسی )‎
♥•٠·
امام صادق علیه السلام فرمودند :

سجده شکر به جا آوردن بر هر مسلمانی واجب است . نمازت را به سبب آن به اتمام برسان و به سبب آن خدایت را از خودت راضی کن و به سبب آن است که ملائکه از تو متعجب و شگفت زده میشوند . به درستی که بنده زمانی که نماز میخواند و سپس سر بر سجده شکر مینهد ، پروردگار حجاب های موجود میان بنده و فرشته ها و ملائک را میگشاید و میگوید :

ای ملائکه من ! به بنده ام بنگرید . واجبم را به جای آورد و عهدم را برای من تمام نمود .
 سپس برای من نسبت به آنچه که برایش نعمت نموده ام ، سجده شکر به جا آورد . 
ای فرشتگان من ! برای او از نظر شما چه چیزی در نزد من وجود دارد ؟

پس ملائکه میگویند : ای پروردگار ما ! رحمت تو .
پس پروردگار میفرماید : سپس برای او چیست از پاداش ؟
میگویند : ای پروردگار ما ! بهشت تو .
سپس پروردگار میفرماید : برای او دیگر چیست ؟
میگویند : ای پروردگار ما ! کفایت مهم هایش .

پس پروردگار باز میفرماید : سپس برایش چیست ؟

امام علیه السلام فرمودند : چیزی از خیر ها نماند مگر آنکه ملائکه آن را گفتند . 
پس خداوند میفرماید : پس از آن دیگر چیست ؟
ملائکه میگویند : ای خداوند ما ! علمی برای ما نیست !
پروردگار میفرماید : ای فرشتگان من ! برایش شکر میکنم همانگونه که برایم شکر به جای آورده است
 و برایش روی می آورم با فضلم و رحمتم را برایش نشان میدهم 

همین الان یه سجده شکر به جا بیار که این مطلب رو دونستی ... 
یا علی 


سه شنبه 29 بهمن 1392

بشر چه نیازى به كتاب آسمانى دارد؟

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


تمام كارخانجات دنیا براى تولیدات خود دفترچه راهنما تهیّه و در كنار محصولات به مشتریان ارائه مى‏دهند. این دفترچه‏ها مشتریان را راهنمایى مى‏كند كه چگونه از آن كالا بهره‏مند شوند. 
نویسنده این دفترچه‏ها كیست؟ آیا جز طراح و سازنده، فرد دیگرى صلاحیّت نوشتن آن را دارد؟ هرگز! 
ما نیز سازنده و آفریدگار داریم كه براى راهنمایى ما، دفترچه‏اى به نام قرآن نازل كرده است و دیگرى حق قانون گزارى بر خلاف آن را ندارد، زیرا فقط سازنده مى‏داند كه چه ساخته و تنها اوست كه به تمام زوایا و ابعاد محصول خود آگاه است و راه بهره‏گیرى صحیح و آفات و موانع رشد آن را مى‏داند: «ألا یَعلم مَن خَلق و هو اللّطیفُ الخَبیر»( سوره ملك، آیه 14) 
كسانى كه به جاى قانون خداوند به سراغ قوانین بشرى مى‏روند مانند كسانى هستند كه دفترچه راهنماى سازنده را كنار گذاشته و از دیگران نحوه استفاده از آن را مطالبه مى‏كنند. 




در قرآن، یكجا مى‏خوانیم كه مردم وارد دین مى‏شوند: «یدخلون فى دین اللّه افواجا»( سوره نصر، آیه 2) و در جاى دیگر به كسانى كه شعار دیندارى مى‏دادند گفته مى‏شود: هنوز ایمان وارد دلهاى شما نشده است: «ولمّا یدخل الایمان فى قلوبكم»(سوره حجرات، آیه 14) یعنى دین باید وارد مردم شود. 
آرى، دیندارى مراحلى دارد: مرحله گرم شدن، مرحله داغ شدن و مرحله پخته شدن. هر گرم و داغى، سرد مى‏شود ولى هیچ پخته‏اى خام نمى‏شود. 
ورود مردم در دین آسان است؛ هركس بگوید: «أشهد ان لا اله الاّ اللّه و أشهد انّ محمّداً رسول اللّه»، مسلمان است. این مرحله گرم شدن است. امّا بالاتر از گرم شدن، داغ شدن است. اصحاب پیامبر با احساس و هیجان داغى به جبهه‏ها مى‏رفتند و حاضر بودند در كنار پیامبر جان فشانى كنند. ولى قرآن به آنها مى‏گوید اگر دین دارید، خمس غنائم جنگى را بدهید: «واعلموا انّما غَنمتُم من شى‏ءٍ فانّ لِلّه خُمُسَه و للرّسول... انْ كنتم آمنتم باللّه»(سوره انفال، آیه 41.) 
آرى، كسانى كه شهادتین مى‏گویند و حتى در جبهه‏ها كنار پیامبر مى‏جنگند، ممكن است در مسایل مالى آسیب‏پذیر باشند كه قرآن مى‏فرماید: در كنار شهادتین و جبهه و نماز، حق خدا و رسول و فقرا را نیز بپردازید. در این مرحله است كه ایمان وارد قلب مى‏شود. قرآن فقط به گروه خاصّى مى‏فرماید: «اولئك هُم المؤمنونَ حقّاً»(سوره انفال، آیه 4.) مؤمنون واقعى گروه خاصّى هستند، ولى نسبت به گروهى كه منافقانه اظهار ایمان دارند، مى‏فرماید: اینها مؤمن واقعى نیستند: «و مِن النّاس مَن یقول آمنّا بِاللّه و بالیوم الآخر و ما هم بمؤمنین»(سوره بقره، آیه 8 ) 




شنبه 26 بهمن 1392

جواب شیعه به وهابی ....

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺣﺠﺔﺍﻻﺳﻼﻡ ﻗﺮﺍﺋﺘﯽ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯼ ﯾﮏ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻭﻫﺎﺑﯽ ×!!
ﻓﺮﺩ ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﯿﻌﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﺎ ﺣﺴﻦ ﯾﺎ
ﺯﯾﻦ
ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟
ﺁﻥ ﻭﻫﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﺩ؛ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻤﻪ، ﺁﯼ
ﺷﯿﻌﻪﻫﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ‌ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﯿﺪ ۴ ﺗﺎ ﺍﻣﺎﻡ
ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ، ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ؛ ﻧﺪﺍﺩ !
ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ؛ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ؛ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ؛ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻫﺮﺍ؛ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ؛
ﻧﺪﺍﺩ !
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻥ ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯿﺸﯿﺪ؟ ﺍﯾﻨﺎ
ﻣﺮﺩﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ، ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺩﻥ.
ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﻗﻠﻢ
ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﯾﺎﻻ، ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻩ ! ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ .
ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻭﻫﺎﺑﯽ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺩﯾﺪﯼ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ، ﭘﺲ ﺑﺎ ﻣﻨﻄﻖ ﺷﻤﺎ ﺧﺪﺍ
ﻫﻢ
ﻣﺮﺩﻩ ! ﻣﮕﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻪ؟


دوشنبه 16 دی 1392

خواننده جدید *(عرفان رضوان)*

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

این آهنگش خیلی قشنگ و زیباست پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید.
آدرس سایت:http://erfan_rezvan.rozblog.com
لینک دانلود آهنگ :http://uplod.ir/kp9bxqmn1d2t/Erfan_Rezvan-Lahzeha.mp3.htm



عرفان رضوان از دوستان نزدیک منه و قاری قرآن و مربی پروش اندام هم هست خیلی کارش بیسته.


شنبه 14 دی 1392

حکایت لباس فرنگ و فرهنگ ما ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

میگن دو نفر کلاهبردار وارد شهری شدند و ادعا کردند بهترین و منحصر به فردترین لباس دنیا را می بافند، پادشاه آن کشور، که مرد بل هوسی بود، دستور داد آنها را به خدمتش ببرند و به آنها گفت: باید اولین و تنها لباستان را در این کشور برای من ببافید… آنها قبول کردند و گفتند: پادشاها ما بهترین لباس را برای شما می بافیم و این لباس یک خصوصیت منحصر به فرد دارد آن اینکه فقط عقلا و افراد باهوش می توانند آن را ببینند، پادشاه سرمست از این خصوصیت گفت چه بهتر…
روزها گذشت و یک روز پادشاه، غلام خود را فرستاد تا لباس را ببیند، غلام وقتی به محل کار آن دو نفر رفت… تنها دو چوب دید و لباسی ندید، اما وقتی به حضور پادشاه رسید از ترس اینکه بگویند خنگ است شروع کرد به توصیف زیبایی لباس، روز دیگر وزیر رفت و همین اتفاق تکرار شد، هر روز کسی می رفت و اوصاف لباس نبوده را برای پادشاه نقل می کرد و در پایان پادشاه خودش برای پوشیدن لباس رفت، وقتی وارد شد… لباسی ندید.



اما مطابق فکری که سایرین کرده بودند…. جرات نکرد بگوید لباسی نیست و عاقبت آن شد که پادشاه با یک شرت در مقابل همه مردم راه می رفت و همه از ترس آنکه به آنها لقب خنگ گفته شود از لباس نبوده تعریف و تمجید می کردند ولی عقلای واقعی می خندیدند.

حکایت ما و فرهنگ غرب هم همین است….فرهنگی که به تن ما لباس فرهنگ پوچ خودش را می پوشاند و با هالیوود و غول های رسانه ای اش، به ما القا می کند: من بهترین و منحصر به فردترین فرهنگ دنیا را دارم،که مشخصه اش این است که تنها آدمهای با کلاس و روشنفکر و فهمیده و دانشمند آن را درک می کنند……آنروزی که این کلاهبردار وارد جامعه ما شد ،انروزی که پوشش ما را عوض کرد و روشنفکران غرب زده، چون فرهنگ غرب را چشم وگوش بسته قبول کرده بودند،حرفی نزدند و فقط تایید کردندو حتی خواص، از ترس اینکه ،ازمردم سنگ بی کلاس بودن و امل گیری بخورند، هیچ نگفتند ، انروزی که فرهنگ غرب با معماری بی حیایش، اشپزخانه اپن را اورد وانروزی که این فرهنگ ،حضور بی مورد و غیرضروری زنها را در جامعه به بهانه تساوی حقوق زن ، افزودو غیرت را به با شعار مرد استعمارگر،از مردان گرفت،آنروزی که چشمان ما را شست و جور دیگری دنیا را دیدیم و ادمها یش را ،و به ادمها و دنیا فقط و فقط به چشم بازار و کالا نگاه کردیم ……. انروز روزی بود که ما لباس فرهنگ و تمدن و اسلامیت خود را دراوردیم و لباس فرهنگ غرب را پوشیدیم ،لباسی که اصلا لباس نبود ،تارو پودی هم نداشت ، اما کمتر کسی پیدا شد که بگوید :لباسی در کار نیست و در واقع ما لخت و عور شده ایم……


حالا کار به جایی رسیده که بعضی مردم با افتخار لخت و عور(بدون ارزشهای مذهبی و ملی) در ملاعام قدم می زنند یکی هم نیست جرائت کند و واقعیت را بگوید، از بی غیرتی مردان و بی مبالاتی زنان و از اینکه بابا! جامعه با این وضع حضور زنان به جامعه ای مصرفی و شهوتران و بی وفا تبدیل می شود…




حکایت عکس امام را می‌شد به راحتی فهمید.
 عکس امام و راه امام. اما تابلو چه داشت که برای امام حاضر منقوش بود و نه برای دیگران؟


روبروی آقا و درست پشت سر میهمانان این کلمات گهربار از مولا علی (علیه السلام) خودنمایی می‌کرد.
 آن هم بصورتی که کمتر کسی موفق به خواندنش می‌شد:
دقت کنید به حدیث زیر که زیر تابلو امام و مقابل حضرت اقا قرار داده شده ..
در اطاق های دیگر نیز عکاس های دیگه ای از امام بود ..

امام علی (ع):

مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَلیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلیمِ غَیرِهِ وَلیَکُن تَدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبلَ تَدیبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالجلالِ مِن مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِم؛

کسى که خود را پیشواى مردم قرار داده، باید پیش از آموزش دیگران، خود را آموزش دهد و پیش از آنکه دیگران را با زبان، ادب بیاموزد، باکردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب آموز خود بیش از آموزگار و ادب آموز مردم، شایسته تجلیل است. (غرر الحکم، ح ۷۰۱۶


پنجشنبه 5 دی 1392

علامه امینی ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{

به یه ترکه گفتند کتابی بنویس

ترکه برای تالیف آن کتاب حدود چهل سال تحقیق و مطالعه کرد و بیش از ده هزار کتاب را تمام خواند و به حدود صد هزار کتاب، مراجعه مکرر داشت
او برای یافتن منابع و کاوش در کتاب خانه های هند، ترکیه، ایران، عراق و ...، سفرهای متعدد انجام داد و بالاخره یک کتاب یازده جلدی نوشت.

این ترکه کسی نبود جز علامه امینی (ره) و آن کتاب نیز همان الغدیر بود.


تعداد کل صفحات: 30 ... 3 4 5 6 7 8 9 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic