تبلیغات
افلاکیان (حاج اصغر شلمچه) - شعر میلاد حضرت علی اکبر
دوشنبه 19 خرداد 1393

شعر میلاد حضرت علی اکبر

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

شب ولادت تو عید سیدالشهداست

دلم خوش است كه میلاد اكبر لیلاست

تو آمدی كه بگویی حسین تنها نیست

و تا قیام قیامت حسین پا برجاست

همین كه چشم تو وا شد مدینه روشن شد

به یمن خاك كف پای تو كه عرش خداست

مسیح خانهٔ اربابمان تویی آقا

چرا كه در رگ تو خون حیدر و زهراست

ستاره ها همه امشب به خاك می ریزند

و مقصد همه پایین پای كرببلاست

خدا به روی تو امشب گلاب می ریزد

برای این كه لبت مشك حضرت سقاست

برای مادر تو كعبه ای بنا كرده

دو چشم زمزم این گونه ها كه سعی و صفاست

شب ولادت تو بوی یاس می آید

یقین بدان تو كه مادر بزرگ تو این جاست

تو در حوالی بالاترین دنیایی

چرا كه مهد تو آغوش زینب كبراست

تویی كه راه نجات از نگات معلوم است

و تار موی تو تا روز حشر پرچم ماست

تو هم شبیه علی افتخار میكده ای

علیِّ خانه اربابمان خوش آمده ای

لب تو وا شد و تاریخ را مصفا كرد

تو را خدای تو تقدیم دست لیلا كرد

تو را برای حسین آفرید و ‌كرببلا

و بعد صحنه جنگ تو را مهیا كرد

برای این كه تو عین پیامبر باشی

تو را شبیه پیمبر امیر دل ها كرد

رخ تو را ز رخ مصطفی كشید خدا

و بازوان تو را بازوان مولا كرد

اذان كه گفت درِ گوش تو امیر عرب

تو را هوائی دیدار روی زهرا كرد

به روی سینۀ تو تا كه بوسه زد زینب

فضای قلب تو را مثل طور سینا كرد

به بازوان تو وقتی نظر نمود حسین

دلاوری تو را هم تراز سقا كرد

همین كه روی تو واشد از آسمان، خورشید

نشست روی قشنگ تو را تماشا كرد

تویی كه در نفست یك جهان غزل داری

به روی باغ لبت كوهی از عل داری 

كسی مثال تو آئینۀ پیمبر نیست

و یا شبیه تو مثل علی دلاور نیست

تو آمدی و شبیه ولادت زهرا

خدا نوشت به دل ها حسین ابتر نیست

تمام عرش اگر روی كفه ای باشند

به تار موی گدای درت برابر نیست

همیشه تیغ تو چون رعد و ‌برق می برید

چرا كه تیغ تو از ذوالفقار كمتر نیست

هزار لشگر جنگی هزار فرمانده

حریف ضربۀ دست علیِ اكبر نیست

مرا به خاك درت نوكری ست اربابی

چرا كه خاك درت كمتر از ابوذر نیست

ز خاك پای تو جوشید چشمۀ كوثر

مقام حضرت لیلا كه مثل هاجر نیست

تو آمدی كه اذان نمازها باشی

تو آمدی كه گل یاس كربلا باشی

منم گدای قدیمی دست های شما

من آفریده شدم تا شوم گدای شما

تو بوتراب حسینی پیمبر لیلا

مسیر سبز بهشت است چشم های شما

ز روی مأذنه امشب اذان بگو آقا

كه خلق بیمه شوند از دم صدای شما

اگر مقام تو گویم به خلق می میرند

هزار یوسف مصری نشسته پای شما

كرامت تو شبیه امام دوم بود

مدینه سیر شد از نان سفره های شما

معلمان ادب راویان مكتب عشق

گرفته اند همه یك نخ از عبای شما

بیا مرا برسان مثل حضرت فطرس

پری بده بپرم باز در هوای شما

به جان مادرت آقا صداقت است اگر

شبی مرا برسانند كربلای شما

وضو گرفته و ذكر حسین می گیرم

به سر زنان وسط گریه هام می میرم