1- لعنت به آن که طفل مرا پیر کرده است

2- من اهل روضه ام به دعاهای مادرم

3-مسمار لعنتی به پرش گیر کرده بود



رفتی شکست دست و دل آسمانی ام

رفتی رسید نوبت قامت کمانی ام

رفتی و باز شد همۀ دست های پست

بابا حکایتی شده بی تو جوانی ام

«شرمنده ام حمایت من بی نتیجه ماند »

خانه نشین شده همه زندگانی ام

خانه به جای یاس پر از بوی دود شد

تاول زده تمام تن ارغوانی ام

پهلو شکسته، پیر، زمین گیر و محتضر

رفتی و شد تمامی این ها نشانی ام

لعنت به آن که طفل مرا پیر کرده است

کار حسن شده همه شب روضه خوانی ام

محمد حسین رحیمیان

-------------------

در روضه های آل عبا قد کشیده ام          این خانواده را ز ازل برگزیده ام

همچون کبوتری که به دنبال دانه است      هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام

این جا گدا شدن به خدا اوج عزت است      این را من از کلام سلیمان شنیده ام

من اهل روضه ام به دعاهای مادرم        گفته تو را برای همین پروریده ام

دست خودم نبوده که اینجا نشسته ام        ممنون لطف بانوی قامت خمیده ام

لبخند من به عرش خدا میرسد اگر         زهرا بگویدم که تو را من خریده ام

یا فاطمه به چادر تو میدهم قسم            با گریه بر شماست به جایی رسیده ام

از برکت همین دهۀ فاطمیه است         عمری به زیر بیرقتان آرمیده ام

ان القلوب حرم الله  یک کلام    

   بشنو ز دل که فاطمه عشق است  والسلام

شاعر ؟
اگر میشناسید معرفی کنید
------------------


موجی رسید هیبت دریا تکان نخورد

آتش گرفت دامنش اما تکان نخورد

او قول داده بود فدای علی شود

در پشت در به خاطر مولا تکان نخورد

زهرا خودش علیست چرا کم بیاورد

چون کوه از مقابل آنها تکان نخورد

با هیبت از حریم ولایت دفاع کرد

طوری که آب در دل مولا تکان نخورد

مسمار لعنتی به پرش گیر کرده بود

این بود علتش اگر از جا تکان نخورد

وقتی نیاز داشت نیازش زنانه بود

وقتی دوید خادمه آقا تکان نخورد

آن ضربه ی غلاف مگر که چه کرده بود

ازآن به بعد بازوی زهرا تکان نخورد

شاعر ؟
اگر میشناسید معرفی کنید


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic