دوشنبه 19 خرداد 1393

شعر میلاد حضرت علی اکبر ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

خبر آمد كه یلی می آید

فاتح بی مثلی می آید

خبر آمد قمری می آید

روبهان! شیر نری می آید

تا نگشتید در این بیشه شكار

بهترین راه؛ فرار ست فرار


ادامه مطلب

دوشنبه 19 خرداد 1393

شعر میلاد حضرت علی اکبر

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

شب ولادت تو عید سیدالشهداست

دلم خوش است كه میلاد اكبر لیلاست

تو آمدی كه بگویی حسین تنها نیست

و تا قیام قیامت حسین پا برجاست

همین كه چشم تو وا شد مدینه روشن شد

به یمن خاك كف پای تو كه عرش خداست

مسیح خانهٔ اربابمان تویی آقا

چرا كه در رگ تو خون حیدر و زهراست

ستاره ها همه امشب به خاك می ریزند

و مقصد همه پایین پای كرببلاست


ادامه مطلب



این خانواده یوسفان بی بدیلند

هر یک برای خویش خورشیدی جمیلند

جاری ترین رودند در رگ های دنیا

بهتر بگویم صد هزاران رود نیلند

فرقی ندارد سنّ شان کم یا زیاد است

کم سن و سالش عمر صد نوح و خلیلند

بر هر نخ موی علی های قبیله

صدها فرشته با وضو هر شب دخیلند ..



ادامه مطلب

یکشنبه 4 خرداد 1393

فرصت کم است ..

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

تــا فــرصــت هست
کــاری بکنـــــیم
♥•٠·
حَتّى اذا جاءَ احَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ ربِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى اعْمَلُ صالِحا فیما تَرَكْتُ كَلا ...مومنون/98-100

تا زمانى كه مرگ یكى از آنها فرا رسد مى گــوید: خـــدای من مـــــرا بــــاز گـــردان، شاید در آنچه از خود باقى گذارده ام عمل صالحى انجام دهم. [به او مى گویند:] هــرگــز.

****
«الفرصة تمرّ مرّ السّحاب»
فرصت ها همچــون ابــــر بهـــاری می گـــذرند.
حضرت على علیه السلام


چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393

حتما بخونید .. خاطره ای از همسر شهید همت

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

خاطره همسر شهیدهمت



ما اصلاً مراسم نداشتیم. من بودم و ابراهیم و خانواده‌هامان. یک حلقه خریدیم به هزار تومان. ابراهیم هم یک انگشتر عقیق گرفت به قیمت صد و پنجاه تومان. *** صبح روزی که مهدی می‌خواست متولد شود، ابرهیم زنگ زد خانه خواهرش. از لحنش معلوم بود خیلی بی‌قرار است. مادرش اصرار کرد بگویم بچه‌ دارد به دنیا می‌آید. گفتم: نه. ممکن است بلند شود این همه راه را بیاید، بچه هم به دنیا نیاید. آن وقت باز باید نگران برگردد. مدام می‌گرفت: من مطمئن باشم حالت خوب است؟ زنده‌ای هنوز؟ بچه هم زنده است؟ گفتم: خیالت راحت همه چیز مثل قبل است. همان روز، عصر مهدی به دنیا آمد و چهار روز بعد ابراهیم آمد. بدون اینکه سراغ بچه برود، آمد پیش من گفت: تو حالت خوب است ژیلا؟ چیزی کم و کسر نداری بروم برات بخرم؟ گفتم: احوال بچه را نمی‌پرسی. گفت:‌ تا خیالم از تو راحت نشود نه. *** وقتی به خانه می‌آمد دیگر حق نداشتم کاری انجام دهم، همه کارها را خودش می‌کرد. لباس‌ها را می‌شست، روی در و دیوار اتاق پهن می‌کرد. سفره را همیشه خودش پهن می‌کرد. جمع می‌کرد تا او بود، نود و نه درصد کارهای خانه فقط با او بود. *** آن‌قدر مراعات مرا می‌کرد که حتی نمی‌گذاشت ساک سفرش را ببندم و بالاخره یک بار پیش آمد که ساک سفرش را من ببندم. برای اولین بار و آخرین بار. دعا گذاشتم برایش توی ساک تخمه هم خریدم که توی راه بشکند. (گره‌ی پلاستیکش باز نشده بود، وقتی ساکش به دستم رسید.) یک جفت جوراب هم برایش خریدم که خیلی ازش خوشش آمد. گفتم: بروم دو سه جفت دیگر بخرم؟ گفت: بگذار اینها پاره شوند بعد. (وقت خاکسپاری همین جوراب‌ها پایش بود.) تمام وسایلش را گذاشتم توی ساکش، زیپش را بستم، دادم دستش سرش را انداخت پایین گفت: قول بده ناراحت نشوی ژیلا. گفتم: چی شده مگه؟ گفت:‌ ممکن است به این زودی نتوانم بیایم ببینمتان. *** گفت: من ازت شرمنده‌ام ژیلا. تمام مدت زندگی مشترکمان تو یا خانه‌ی پدر خودت بودی یا خانه پدر من. نمی‌خواهم بعد از من سرگردانی بکشی. به برادرم می‌گویم خانه‌ی شهرضا را برایتان آماده کند. موکت کند رنگ بزند تمیزش کند که تو و بچه‌ها بعد از من پا روی زمین یخ نگذارید، راحت باشید. راحت زندگی کنید. *** آخرین بار سه‌شنبه تماس گرفت ساعت چهار و نیم عصر شانزده اسفند. چند بار گفت: خیلی دلم برات تنگ شده، گفت: می‌خواهم ببینمتان. اگر شد که بیست و چهار ساعته می‌آیم می‌بینمتان و برمی‌گردم. اگر نشد یکی را می‌فرستم بیاید دنبالتان. می‌آیید اهواز اگر بفرستم؟ سختت نیست با دو تا بچه. و من با خوشحالی گفتم: «با تمام سختی‌هایش به دیدن تو می‌ارزد. یک هفته گذشت اما نه ابراهیم تماس گرفت و نه آمد. *** ساعت 2 بعدازظهر اخبار اعلام کرد، فرمانده لشکر حضرت رسول (ص) شهید شد. من داخل مینی‌بوس بودم. آبروداری را گذاشتم کنار، از ته دل جیغ کشیدم. جلو مسافرهایی که نمی‌دانستند چی شده. سرم سنگین شده بود از جیغ‌هایی که می‌زدم. *** دلم می‌خواست ببینمش. کشو را آرام‌آرام باز کردند. اما آن ابراهیم همیشگی نبود چشم‌های همیشه قشنگش نبود. خنده‌اش نبود. اصلا! سری نبود. همیشه شوخی می‌کردم می‌گفتم: «اگر بدون ما بروی گوش‌هایت را می‌برم می‌‌گذارم کف دستت. خیلی ازش بدم آمد. گفتم: تو مریضی ماها را نمی‌توانستی ببینی. ابراهیم چطور دلت آمد بیاییم این جا چشم‌هایت را نبینم. خنده‌هایت را نبینم. سر و صورت همیشه خاکیت را نبینم. حرف‌هایت را نشنوم. *** روزهای آخر یکبار به من گفت: دلم خیلی برایت تنگ می‌شود ژیلا، اگر بروم، اگر تنها بروم، و با این کلامش آتش به جانم زد.


سه شنبه 30 اردیبهشت 1393

گناهان نحس ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

این گناهان آنقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند:
عمدا نماز نخواندن، به ناحق آدم کشتن، عقوق والدین، آبرو بردن;
♥•٠·
پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می کرد که: "به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی، اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟ پدرم جواب داد: آبروی کسی را نبر!"...
الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند. عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود، دقت کنید که بعضی ها با زبانشان جهنم می روند.
روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند. یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم.
ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله، (ولی) در صفوف جماعت می نشینند و آبرو می برند.

استاد فاطمی نیا


سه شنبه 30 اردیبهشت 1393

چیزی که خیلی ارومم کرد ... شما هم بخونید

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

در حدیث آمده: “اگر کسی دو رکعت نماز مستحبی بخواند سپس دستش را بالا نبرد و از خداوند حاجت خود را نخواهد جفا کرده است،
حال اگر کسی این کار را کرد و خداوند حاجتش را نداد خدا جفا کرده است و خداوند فرموده است که من خدای جفا کاری نیستم.”
♥•٠·
این روایت از امام صادق (علیه السلام) است، حضرت در ذیل آیه وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ می فرمایند:
هرگاه گرفتار شدید دو رکعت نماز بخوانید و دستان خود را بالا ببرید و طلب حاجت کنید ،
سپس فرمودند: چه می شود شیعیان ما را؟ چرا دو رکعت نماز نمی خوانند و از خداوند طلب حاجت نمی کنند؟ خداوند وعده اجابت داده است…

گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟!

آیت الله مجتهدی تهرانی (رحمة الله علیه)


سه شنبه 30 اردیبهشت 1393

عرضه اسلام انگلیسی با طعم رقص و رپ!

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

(بسم الله الرحمن الرحیم)

به تازگی فارل ویلیامز (Pharrell Williams) خواننده آمریکایی سبک رپ و طراح مد که با نام Pharrell شناخته می‌شود، آهنگی با نام Happy منتشر کرده که مورد توجه گروه های مختلف رپ در برخی کشورهای قرار گرفته و هر کدام نسخه‌ای از این آهنگ را با تصاویر خود در کشورهای دیگر منتشر نموده اند.

در این میان گروهی به اصطلاح مسلمان در انگلیس، نسخه‌ای از این موزیک را منتشر کرده‌اند که در آن دختران و پسران مسلمان با ریتم این آهنگ و البته با پوشش به اصطلاح اسلامی انگلیسی خود در حال رقص می باشند.


حتما به ادامه برید و مطلب و بخونید ....


ادامه مطلب

دوشنبه 29 اردیبهشت 1393

مستحبی واجب ... ؟؟

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

آیت الله بهجت:

گریه بر حسین از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!

چون نماز شب حالتی جسمی دارد ولی گریه بر اباعبدالله رقّت روحی است

و عامل آن، آن را در درون انسان به وجود آورده است.


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393

تربیت فرزندان به عهده ماهواره ها ... ؟؟

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

❀.¸¸.•´`•.¸❀❀¸.•¨ `•.¸❀❀¸.•¨`•.¸❀

شبکه های فارسی زبان ماهواره در راستای برنامه سازی خود چندین هدف مهم را دنبال می کنند:
1. عادی سازی روابط دختر و پسر
2. عادی جلوه دادن روابط نامشروع و حامله شدن قبل از ازدواج
3. ترویج روابط نامشروع بین مردان و زنان متاهل
4. از بین بردن قبح فرزند حرامزاده و اینکه فرزند حرامزاده همانند سایر فرزندان است.
5. تمسخر دین اسلام و القاء این تفکر که دین اسلام مربوط به 1400 سال پیش است و در حال حاضر هیچ کاربردی ندارد.
6. تمسخر جامعه روحانیت و علما در برنامه های طنز
7. شکستن قبح مصرف مشروبات الکلی و عادی جلوه دادن مصرف آن
8. القاء این تفکر که برای رسیدن به هدف می توان از هر وسیله نامشروعی استفاده نمود.
9. ترویج برهنه گرایی و شهوت پراکنی
10. ترویج تجمل گرایی و مصرف گرایی
11. دور نمودن مردم از خدا و مسائل معنوی
12. ترویج عقاید خرافی و موهوم و شیطان پرستی
13. ایجاد شبهات دینی در بین مسلمانان
و...


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393

نردمان شهادت ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    



ای رها گردیدگان از قافله ،‌ آن سوی هستی قصه چیست




این جا نه عربستان است و نه اردن و نه قطر و نه . ..

اینجا حرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است ..

آری اینجور سنی ها هم هستند که احترام می کذارند و نباید همانند دیگر سنی های تند رو قرا گیرند ..

پینوشت : در خصوص حرف های رهبری عزیز و بزرگوار در مورد توهین نکردن به مصادیق مورد احترام اهل سنت ..


شنبه 27 اردیبهشت 1393

حقیقت غیر قابل انکار ... مرگ

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


زنی با شوهرش قهر کرده بود و هرچه شوهر ناز می کشید و محبت می کرد سودی نداشت
تا شبی دزدی به خانه آن ها آمد. زن از بیم دزد به آغوش شوهر پرید،
مرد به دزد گفت: خدا خیرت دهد که همسرم را به من بازگرداندی.
پیام اینست که در فتنه های عالَم به آغوش هم پناه می بریم و با هم مهربان می شویم؛
چه بسیار کسانی را که دوست می داریم اما تنها پس از مرگ ایشان به میزان این عشق و دلبستگی پی می بریم،
چه بسیار فرزندانی که پس از مرگ پدر یا مادر تازه می فهمند که خاطرشان چه اندازه عزیز بوده است
و سالها این حسرت در ایشان می ماند که کاش بودند تا حق اِکرام و حُرمت ایشان را ادا می کردیم.
در حدیث آمده است: "کَفی بِالموتِ وَعظاً، اگر به دنبال موعظه ای هستید، یاد مرگ شما را بس است."...
 تصور مرگ دیگران زاینده برکت هاست از جمله آنکه ما را هشیار می کند تا وظیفه خود را در قبال ایشان انجام دهیم.
توصیه شده است که پیوسته در خویشان و دوستان خود بدین چشم بنگریم که دیگر نیستند،
این سبب می شود تا مهرشان در دلتان افزون شود و بیخ کینه ها و خار حسدها از دلتان بیرون آید...
همه می دانند که هرکسی خواهد مُرد اما بسیاری چنان رفتار می کنند که گویی این حقیقتِ غیر قابل انکار از ساحت ایشان دور است.

استاد الهی قمشه ای


یادش به خیر یه زمانی مرد داشتیم تو کشورمون!

تو کشورمون که نه ! تو خاک دشمن .....

اسیر دست دشمن بود !

خانومه بی حجاب میومد مصاحبه کنه

میگفت تا روسری سرت نکنی حرف نمیزنم

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

حالا اشی خانوم میاد اینجا شالشو میندازه رو دوشش میره منبر!!!

عرف دیپلماتیک کیلو چند؟! که اشی بخواد به قوانین ما اهمیت بده!

ظریف آقام که نیشش تا بناگوش باز میشه! طبق معمول....


شنبه 20 اردیبهشت 1393

40 توصیه اقای قرایتی به اقایان

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

40 توصیه استاد قرایتی به آقایان
♥•٠·

اقایان عزیز حتما بخونید ...


ادامه مطلب

شنبه 20 اردیبهشت 1393

خنده حلال .... شوخی جالب حضرت امام ره

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


حضرت امام (رحمه الله) در جمعی به یکی از دوستانش گفت:
اگر کسی بره بالای تاقچه من می تونم با سه تا صلوات بیارمش پایین!!!

یه نفر رفت بالای تاقچه ایستاد.

امام یک صلوات فرستاد

و گفت صلوات دوم رو فردا می گم . . .






عاشــــــــــــــــــــــق این لبخنـــــــــــــــدم!


شنبه 13 اردیبهشت 1393

شهادت امام هادی تسلیت ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

از همان ابتدایت ای آقا

شده ام آشنایت ای آقا

 

من فقیر و یتیم و مسکینم

من گدایم گدایت ای آقا

 

با ظهور هلال ماه رجب

می شوم مبتلایت ای آقا

 

می شود پهن بین هر خانه

سفره های غذایت ای آقا


ادامه مطلب

خـــــــدایــا اشکهایم سـرازیــر نمی شوند

                        می شود در چشم هایم فوتـــــ کنی ؟

                                                 غبـــارِ نشستـــه روی دلم،

                              بدجور سنگینی می کند...



تعدیل کنید خودتان را!

دولت‌ها بفهمند که قدرت به این نیست که ظرف طلا باشد و ظرف نقره باشد،
بزرگی و عظمت به این نیست که پرده ‏های کذا باشد و مبل های کذا باشد از مال این ملت ضعیف!
خود ملت توی این غار‌ها زندگی بکند و شما در کاخ های دادگستری و در کاخ های نخست ‏وزیری؟!
تعدیل کنید خودتان را؛ اگر از خودتان شروع نکنید نمی‌‏توانید اصلاح کنید.

منبع :صحیفه امام خمینی

پ.ن: تصویر " بیت امام در خمین "


دوشنبه 8 اردیبهشت 1393

امید از نوع دولت تدبیر (تخریب )

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

تو اداره ما ...
دولت تدبیر ( تخریب ) مرحمت کردند یه دویست تومنی به حقوق ها اضافه کردند ..
دقیقا یاد حق غنی سازی توسط اقایون و مذاکرات افتادم ..
حالا می گی چرا .. . ؟
چون دویست هزار اضافه کردن و دقیقا مبلغ پنصو پنجاه هزار تومان از حقوقمون کسر کردن ..
و جالبه ساعات اضافه کاری رو به روی کارمندان بد بخت بیچاره هم بستند ..

من .. خرج خونه .. اقساط .. زن و بچه ..
روحانی مچکریم ..
اونایی که بهت رای دادن به ( ...)خوردن افتادن ...


تعداد کل صفحات: 30 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic