یکشنبه 26 مهر 1394

روضه تصویری .. التماس دعا

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

السلام علیک یا اباعبدالله .. 

یا زهرا .. 


وقتی ذوالجناح تنها برگشت به خیمه
...






همه ی اهل حرم رو ناله  "وا حسینا" فرا گرفت...





حالا دیگه پناه حرم نیست...






سادات منو ببخشید...


آجرک الله یا بقیه الله



هر کجا نشستی بگو یا حسین ... 


حالا با دل شکسته به آقا سلام بده...
السلام علی الحسین...
و علی علی بن الحسین...
و علی اولاد الحسین...
و علی اصحاب الحسین...


یکشنبه 26 مهر 1394

شمر زمان ؟؟

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    



شمر زمانه ات را بشناس

تَعَرَف علی شمر زمانک

Recognize The Shimr Of Your Era



جواب:

سلام علیکم

خیلی ممنون از سوالتون  ان شاء الله این پاسخ بتونه کمکی بکنه

یک مشکل مهم

اول باید بدونیم نماز حسابش از همه چیز جداست می گن کسی اگر همه ی ارتباطهایش را با خدا قطع کرده باشد فقط نماز رو نگه داشته باشه امید به بازگشتش هست.

دو دسته افراد

افرادی که نماز رو ترک می کنند عموما دو دسته اند یک دسته آدم هایی که خیلی اوضاعشون بده اصلا هیچی رو قبول ندارند خدا رو هم قبول ندارند خب با اینها که کاری نداریم اما عده ای هستند که خدا و دین و پیامبر رو قبول دارند با این حال کاهل نمازند اینکه شما سوال کردید و دنبال جوابش هستید یعنی جزء اون دسته ای که امیدی به یافتن ذره ای انسانیت در وجودشون نیست، نیستید درین باره بیشتر توضیح می دهیم

دلیل نماز خواندن

خیلی ها که آدم خوبی هستند اما دچار این مشکلند به این دلیل است که دچار غفلتند یعنی متوجه معنی و دلیل نماز نیستند نمی دانند نماز ادب بنده در برابر معبود هست.

یک اصل بدیهی

بدیهی هست که هر انسانی در هر مرتبه از معرفت انسانی باشه حتی اگر ذره ای انسانیت در وجود او باقی مانده باشه اگر از فردی یک خوبی بزرگ ببینه حداقل کاری که می کنه اینه که در برابر او بی ادب نباشه  مثلا پزشکی که جان ما رو نجات داده یا فلان آدمی که برای ما یک وسیله ی گران و باارزش مثل یک دوربین خیلی گران قیمت خریده حداقل اینه که در برابر او بی ادب نباشیم و مثلا به او سلام کنیم

الطاف عجیب و شگرف و بی نهایت

لطف خدا به ما خیلی بیشتر از این حرف هاست بلکه قابل مقایسه نیست فکر کردن به این مسئله شاید از همان اموری باشه که بسیار ارزشمند شمرده شده و معادل سالها عبادت است سعی کنیم نعمتهای خدا را در نظر بگیریم وقتی آن را کنار خوبی های مشابه دیگران می گذاریم تا اندازه ای به قدر آن پی می بریم مثلا اگر پزشکی وسیله می شود که ما را مداوا کند خداوند تمام سلولهای بدن ما را آفریده و حتی جزئیات خیلی لطیفی رو در مورد بدن ما رعایت کرده که عجیب است

یک دوربین با امکانات شگرف و قیمت مناسب!

مثلا چشم ما شگفت ترین دوربین فیلم برداری مجهز است در هر نوری و در هر فاصله ای خودش تنظیم می شود بهترین کیفیت ها را دارد -کافی ست از کسی که چشمش دچار مشکل شده این را بپرسید- با پلک مراقبت می شود حملش برای ما زحمتی ندارد بلکه در بهترین جایگاه ها تعبیه شده حرکت پلک هم اختیاری و هم اتوماتیک است  اگر کسی اتوماتیک بودن حرکت پلک چشمش را از دست بدهد اهمیت آن را می فهمد در چشم اشک دائمی قرار داده و مقدار آن را کنترل کرده  تا چشم شستشو شود خشک نشود ضدعفونی شود سالم بماند حتی برای چشم ما مژه هم قرار داده تا در محافظت از چشم بهتر عمل شود و زیباییش هم کامل شود هیچ لطفی نبوده که او فروگذار کند

می کشی مرا ز لطف

الطاف خدا بی نهایته اگر یک شاخه گل بخواهیم از گلفروشی بخریم از ما کلی پول می گیرد خدا برای بنده هاش هکتارها جنگ و صحراهای پر از گل آفریده

یکی از دوستانم می گفت خدایا اگر می خواستی برای بنده هایت گل بیافرینی یک نوعش هم از سرمون زیاد بود چند هزار نوع گل از هر نوع چند گونه چند رنگ چند مدل چقدر عطر چقدر ما رو آدم حساب کردی چقدر برای ما گل آفریدی هزاران نوع و طرح و رنگ و بو

یا میوه می تونست دو سه نوع میوه برای ما قرار دهد ما اگر بخواهیم برای مهمان باارزشی خیلی سنگ تمام بزاریم چند نوع میوه تهیه می کنیم خدا هزاران نوع میوه آفریده در هر فصلی و هر منطقه ای متناسب با طبع و خصوصیات مردم آن منطقه و آن آب و هوا . همان دوستم می گفت یک دوست نقاش دارد و او برایش گفته هروقت به رنگ آمیزی هلو دقت می کنه مدهوش میشه از این همه زیبایی به کار رفته در آن

خورشید و ماه و ستارگان که دنیای شگفتی دارند و می فرماید همه را برای شما آفریدم

و خیلی چیزها که ما ازش بی خبریم مثلا یک بار یک نفر داشت از فایده های رعد و برق می گفت آدم به وجد می آمد از این همه خوبی خدا

از همه بالاتر

از همه بالاتر اجازه ی انس با خودش را داده ببینید هرکس به جایی می رسد یک مدیری می شود وزیری می شود باید از او وقت قبلی گرفت تازه آیا وقت بدهد یا ندهد کی وقت بدهد ؟ خدای مهربان در هر لحظه از شبانه روز به ما اجازه ی ملاقات داده با هر زبانی با هر بیانی در هر حالتی در هر زمانی نیمه شب صبح زود سرظهر مغرب هیچ وقت از بودن با ما خسته نیست دربان و منشی نمی گیره حتی اگر در موقعیتی باشیم که نتونیم بلند حرف بزنیم از عمق دلمون صدامونو می شنوه  برای بدی هامون سریع تنبیهمون نمی کنه  به محض پشیمونی رحمتش ما رو در بر می گیره  اشکامونو می بینه توبه مونو می پذیره همیشه دستمونو می گیره همیشه هست همیشه هست

حالا همین خدا که در خدایی تمامه از ما که بنده هاش هستیم چند تا کار رو خواسته و واجب کرده و چند تا کار رو حرام کرده -که رعایت همه اش هم به نفع جسم و روح و دنیا و اخرتمونه- اما بین واجب ها دو تا مورد هست که خیلی خاص هستند و مهم یکی از آن دو نمازه

نماز ادب در برابر خداست 

هرکس ذره ای انسانیت داشته باشه حاضر نیست در برابر خدا بی ادب باشه تازه نماز کار سختی نیست وقت زیادی نمی گیره و بدتر از همه اینکه ترکش هم هیچ لذتی نداره که بشه بعدا بگوییم گول فلان لذت رو خوردیم و ترکش کردیم نه ترک نماز هیچی جز دهن کجی به امر خدا نیست

نماز حداقل قدرشناسی ماست حتی بعضی از حیوانات در برابر کسی که به آنها یک خوبی معمولی و حداقلی می کنند قدرشناسند مثلا کافیه یک تکه استخوان جلوی یک سگ بیندازید او تا آخر عمر بین شما و بقیه فرق می زاره و هروقت شما رو ببینه جلوی شما یک ادب خاص داره 

ادب ما در برابر پروردگار که تمام هستی ما روزی ما سلامت ما امید ما به اوست اینه که وقتی صدای اذان رو می شنویم وقتی حی علی خیر العمل می شنویم سر قرار روزانه مون بی اعتنایی نکنیم

نماز خیلی مهمه کسی که نماز رو ترک کنه انگار همان ذره ای از انسانیت هم در وجودش نیست چنین کسی به مرور نورانیت قلبشو از دست می ده برای همین هرکاری هم بکنه دیگه تو آسمون همه می دونند از خوبی او نیست هر دلیلی داشته باشه از روی انسانیت نیست شاید برای همین باشه که اگر نماز قبول نشه هیچ عمل خوب دیگری هم قبول نمیشه

مطمئنا می دونید نماز ستون دینه  و فرموده اند اگر در خیمه ای همه چیز سرجایش باشد چادر و ریسمان و میخ اما ستون را از وسط آن برداریم خیمه فرو می نشیند دیگه خیمه نیست

نماز خیلی مهمه شاید چون خیلی بی صفتیه ترک کردنش

برخی از آثار ترک نماز

شاید برای همینه که ترک نماز نتایج خیلی وحشتناکی داره

مثلا می دونستید کسی که یک نماز رو عمدا ترک کنه (و هیچ وقت توبه نکنه ) همه ی اعمالش حبط میشه 

(رسول خدا (صلی الله علی وآله) فرمودند : مَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ‏
كسی كه بدون دلیل نمازش را رها كند تا اینكه قضا شود بدرستی كه اعمالش را باطل كرده است. (جامع الأخبار، ص: 73) )

می دونستید کسی که سه روز نماز رو عمدا ترک کنه و تا آخر عمرش توبه نکنه چنین کسی حتی لیاقت نداره وقتی مرد او را در قبرستان مسلمانان خاک کنند؟

( پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده اند: مَنْ ترك الصلاةَ ثلاثة ایام فاذا ماتَ لایَغْسُلُ ولایكفن ولایدفن فى قبور المسلمین.جامع الاخبار، ص71. 
«كسى كه سه روز نمازش را ترك كند هرگاه بمیرد غسل و كفن نمىشود و در قبرستان مسلمین دفن نمىگردد)

می دونستید مرز ایمان و کفر نمازه؟
 پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «فاصله بین كفر و ایمان ترك نماز است» میزان الحكمه، ج5 ص403. 

وسوسه های شیطان

حساب نماز از همه چیز جداست  برای همین با وجودیکه کار نسبتا راحتی هست و ترکش هیچ لذتی نداره شیطان تلاش می کنه به هر طریق و با هر وسوسه ای جلو شما رو بگیره 

بهانه های شیطانی

مثلا حالتونو می گیره حال نداشته باشید بگید الان حال نماز خوندن ندارم شما دستشو دیگه خوندی بهش بگو من باادبم در برابر معبودم. مگه آدم فقط وقتی حال داشته باشه ادب رو رعایت می کنه من در برابر دعوت خدا در هر حالی که باشم باادبم

بقیه ی اتفاقات هم همین طور یکی تلفن می کنه، اس ام اس می رسه، بوی غذا می یاد، گرم فوتبالید، دارید استراحت میکنی،د وسط یک سریاله یا هرچی هرچی صدای اذان که آمد حال شیطان رو بگیرید

وسوسه ی دوم


یک وسوسه ی دیگر شیطان برای منصرف کردن شما اینه که تا الان کلی نماز قضا دارید اگر بخوای نماز بخونی چطور جبران می کنی؟ با همین حربه نمی زاره شما الان و آینده هم نماز بخونید تسلیمش نشید بگید من ااز الان می خونم نمازهای قبلی رو هم به خاطرش توبه می کنم و تا جاییکه بتونم جبران میکنم و قضاهاشو می خونم

ما یک روش خیلی آسون برای این کار معرفی کردیم که احتمالا دیدید: یک طرح کاربردی: برنامه ریزی برای خواندن نماز قضا با طرح تقویم

وسوسه ی سوم: حرف مردم

یک وسوسه ی دیگر شیطان در مورد نماز و در مورد همه ی کارهای خوب دیگه اینه که می گه تو تا الان نماز نمی خوندی حالا اگر نماز بخونی مردم چی می گن؟ شما محکم بگو مردم هرچی بگن من ادب در برابر معبودم رو ترک کنم که مردم چی میگن!؟ اصلا من دوست دارم به خاطر خدا یه کاری بکنم که مردم حرف بزنند چه تحسین کنند چه تیکه بپرونند چون برای خداست برای من آسونه( این کلام امام حسینه وقتی خون گلوی حضرت علی اصغر رو به اسمان پاشید چون تو می بینی من تحمل می کنم)

وسوسه ی چهارم: کارهای خوب دیگه

شیطان میگه نماز نخون به جاش ده تا کار خوب بکن که خیلی از نمازخون ها انجام نمی دهند حتی یادتون هم می ده؛ مثلا قرض دادن به مومن یا صدقه دادن یا هر کار خوب دیگه حتی خودش هم براتون حدیث می خونه و دلیل میاره مثلا می گه ببین حدیث داریم یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادته

شما بگید اولا من می دونم که حساب نماز از همه کارهای خوب دیگه جداست و هیچ کاری جایگزین نماز نیست و اگر نمازم قبول نشه اون کارهای خوب دیگه هم قبول نمیشه دوما من نماز می خونم اون کارها رو هم انجام می دم


وسوسه ی پنجم: نمازگزاران بد

شیطان میگه: ببین فلانی که آدم بداخلاقی هست نماز می خونه، فحش هم میده، خاک بر سر هرچی نماز خونه حتی بهتون می گه بگو: من ترجیح می دم هیچ وقت نماز نخونم از وقتی فلان نمازخون رو دیدم!  شما بگو او نمازگزار بداخلاقی هست من نماز گزار خوش اخلاقی می شوم تازه دعا می کنم براش که همین نمازش یک روز اونو از بداخلاقیش نجات بده

وسوسه ی ششم: پنجاه ساله داره نماز می خونه آدم نشده

این وسوسه پشت سر اون وسوسه قبلی میاد یعنی شما که اون جواب رو می دی فوری می گه ای بابا اگر نماز می خواست رو این اثر بزاره تو این سی چهل سالی که نماز رو می زنه به کمرش، جواب می داد! شما بهش بگو شاید او درست نمازش رو نمی خونه چون نماز درست حتما انسان رو از بدیها نهی می کنه

اصلا یک ضدحال به شیطان بزن بگو: چه خوب شد اینو تذکر دادی حالا من تلاش می کنم دقت کنم ببینم نمازم اگر منو از بقیه ی بدی هام نهی نمی کنه برم سراغ یک عالمی نمازمو براش بخونم ببینه نکنه من تو وضو یا نمازم اشکالی باشه اگر بود رفعش کنم

وسوسه ی هفتم: دل پاک

این که یک وسوسه ی قدیمیه اما حتما جواب می ده که شیطان بازم ازش استفاده می کنه که بگه: عزیزم مهم دله دل باید پاک باشه شما بهش بگو دیگه اونقدر قرآن خوندم که بدونم خدای بزرگ خیلی تاکید کرده بر دو تا مساله با هم" آمنوا و عملوا الصالحات " یعنی هم دل پاک هم عمل صالح هردوتاش لازمه 

وسوسه ها زیاده بس که شیطان کارشو بلده اما ما هم کارمون رو بلدیم مطمئنم می تونید با همان چند اصلی که در مورد نماز می دونید جواب همه ی وسوسه های شیطان رو بدید


اگر هم کمکی از دست ما برمیاد حتما بگید


یک تصمیم زیبا آن طوری که شایسته ی انسان شریفی ست که می خواهد برای خدایش بندگی کند و جز رضایت او برایش مهم نیست بگیرید کمی اراده کافیه، این راه از آنچه که به نظر می آید خیلی خیلی نزدیک تره شیرینی قدم برداشتن در مسیر تقرب الهی گوارای وجودتان


شنبه 18 مهر 1394

رحمت به مادرم ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

رحمت به مادرم که مرا زاد با غمت
پوشاند برتنم ز وفا رخت ماتمت

بر سینه ام نوشت به صد سوز و اشک و آه:
ای پاره پاره تن بخدا دوست دارمت

 

شادی برای اهل شعف من نخواستم
من را همین بس است کنم گریه از غمت

خوش حالم و به حال خودم غبطه می خورم
از اینکه سینه ها زده ام زیر پرچمت

رحمت به مادرم که به شیر حلال خود
من را نمود عاشق ماه محرمت

چایی روضه های حسین، به ، ز زمزم است
مکه بیا نناز به آن آب زمزمت

 جعفر ابوالفتحی



ادامه مطلب

پنجشنبه 9 مهر 1394

متن کامل خطبه غدیر ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

یازده بخش .....

بخش اول: حمد و ثنای الهی

ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.

اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حکمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست. به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.

کریم و بردبار و شکیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب، صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حکیم.

دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.


و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.

پس اوست «الله» که معبودی به جز او نیست. همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارهابه او بازمی گردد.

و گواهی می دهم که او «الله» است که آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردی شب را به روز و پردی روز را - که شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شکنندی هر ستمگر سرکش و نابودکنندی هر شیطان رانده شده.

نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیکی. و هموست بر هر چیز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت کنندی دعا و افزایندی عطا، بر شمارندی نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.

نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).

 

بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

 

و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد.

- معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.

پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادی ما! آن چه از سوی پروردگارت درباری علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»

هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛

و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسی ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.»

و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: « و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. - بر علیه آنان که گمان می کنند او تنها سخن می شنود - لیکن به خیر شماست، او (پیامبر صلی الله علیه و آله) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و راستگو می انگارد.»

و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم [که آنان را شناسایی کنند] می توانستم. لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ کن؛ وگرنه کار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»

 

بخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

 


هان مردمان! بدانید این آیه درباری اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.

[هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.

هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.

روا نیست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نیست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را برای من بیان فرموده و آن چه پروردگارم از کتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.

هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوری یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»

هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می کرد و جز او کسی چنین نبود.

اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت که جان خود را فدای من کند.

هان مردمان! او رابرتر دانید، که خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، که خداوند او را برپا کرده است.

هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد که آتش گیری آن مردمانند؛ و سنگ، که برای حق ستیزان آماده شده است.

هان مردمان! به خدا سوگند که پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اکنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن کس که راستی و درستی مرا باور نکند به کفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شک و ناباوری در امامت یکی از امامان، به سان شک و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.

هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری را به من پیشکش کرد و البته که خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژی اوست.

هان مردمان! عل را برتر دانید؛ که او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.

دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!

هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن که با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد که گام هایتان پس از استواری درلغزد. که خداوند بر کردارتان آگاه است.

هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است که در نبشته ی عزیز خود او را یاد کرده و درباری ستیزندگان با او فرموده: «تا آنکه مبادا کسی در روز رستخیز بگوید: افسوس که درباری همجوار و همسایه ی خدا کوتاهی کردم...»

هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.

هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.

هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان بری کسی جز او روا نباشد.

 سپس فرمود: مردمان! کیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را؛ و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد.

 

بخش چهارم: بلند کردن امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله

هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر کتاب خدا که مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل کند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و کسی که به فرمان خدا با پیمان شکنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیکار کند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»

پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما. خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.

معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که: «امروز آیین شما را به کمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن که به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم.


ادامه مطلب

امام هادی علیه السلام و جلوه های غدیر
یکى از جلوه هاى زیباى بزرگداشت غدیر در زیارت مخصوص امام على(ع) در روز غدیر مشاهده مى شود. کلمات آن زیارت زمزمه روح نواز امام هادى(ع) است و تاریخ صدور آن سالى است که معتصم خلیفه عباسى آن حضرت را به بغداد احضار کرد. در این موقعیت، حضرت به زیارت امیرمومنان(ع) شتافت؛ حدیث دلبرى و یادمان ارزشهاى راستین را تجلى دیگر بخشید و میراث ماندگارى از شکوه ولایت در خاطره ها به یادگار گذاشت.
پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی : امام هادی علیه السلام و جلوه های غدیر

و لقد انزل الله تعالى فیک من قبل و هم کارهون.... انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون.

((از زیارتنامه امیرالمومنین(ع) در روز غدیر))
روز غدیر، عید ولایت و یادآور امامت راستین و فضیلتهاى متعالى امیر مومنان على(ع) است. معصومان(ع) یادآوران این روز بزرگ بودند و با الهام از آیه شریف ((و ذکرهم بایام الله)) (1) منزلت و جلالت غدیر را گرامى داشته، فرمانهایى جهت ارج نهادن به آن فراراه دلدادگان و سرخوشان باده ولایت قرار داده اند.

یکى از جلوه هاى زیباى بزرگداشت غدیر در زیارت مخصوص امام على(ع) در روز غدیر مشاهده مى شود. 


ادامه مطلب


بال كسی به اوج هوایت نمی رسد
حتی ملك به گرد دعایت نمی رسد
دسـتان آسمان به بلنـدای آسمان
بر خاك ریشه های عبایت نمی رسد
آقا بدون نور تو حتی فرشته هم
گمراه می شود ؛ به هـدایت نمی رسد
تو چهارمین علی سریر ولایتی
درك زمین به فهم ولایت نمی رسد
فخر گدایی سر كویت همین بس است
صد پادشاه هم به گدایت نمی رسد
 
**ما را غلام حضرت هادی نوشته اند
دیوانگان غیر ارادی نوشته اند
 
وقتی قرار شد که كمی سروری كنم
باید همیشه پای شما نوكری كنم
روی زمین كه رد و نشان از شما كم است
باید نظر به نقطه ی بالاتری كنم
وقتی قرار شد به تو نزدیك تر شوم
باید كه التماس به چشم تری كنم
بار رسالت غم تو روی دوش من
پس می توان به عشق تو پیغمبری كنم
با این گدایی سر کوی تو بی گمان
باید به كل عالمیان سروری كنم
 
**چون دل میان زلف كسی ساده گم شدم
شكر خدا اسیر امام دهم شدم


اسناد زیادی که بسیاری از آن‌ها متعلق به سازمان ملل متحد هستند، اثبات می‌کند که از سال‌ها پیش، یک طرح بین‌المللی برای کاهش جمعیت جهان توسط برخی از قدرت های غربی تدوین شده است. اظهارات افراد و سازمان‌های مختلف نشان می‌دهد که این نقشه، هنوز هم در دستور کار غربی‌ها قرار دارد. اساس و مبنای کاهش تعمدی جمعیت یا همان جمعیت‌زدایی، فرمولی است که خواص سیاسی در غرب، علاقه بسیاری به آن دارند. "دیالکتیک هگلی" طرز تفکری است که بر سه مرحله استوار است: مشکل، واکنش، و راه‌حل. مشکل را درست کنید، واکنش را ایجاد نمایید، و راه‌حل را ارائه دهید.




دولت‌های غربی و به ویژه آمریکا، تغییرات جمعیتی دنیا را یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها علیه منافع خود می‌دانند

در این گزارش به وضوح خواهید دید که بالاترین مقامات غربی، چگونه در مسئله جمعیت جهان، مشکل را ایجاد کرده‌اند، واکنش را شکل داده‌اند و راه‌حلی مرگ‌بار را هم ارائه نموده‌اند. نکته این‌جاست که واکنش‌های مردم به این مشکلِ ساختگی، آن‌قدر گسترده بوده که موفقیت مقامات غربی در ایجاد مشکل را به هیچ عنوان نمی‌توان انکار کرد. در ادامه به اظهارنظرهایی می‌پردازیم که توسط مقامات و سازمان‌های غربی و بین‌المللی درباره مشکل جمعیت در دنیا و معضلات پیش روی آن‌ها برای تحقق اهدافشان، مطرح شده است.


سازمان ملل یکی از فعال‌ترین نهادهای بین‌المللی در موضوع کاهش جمعیت جهان بوده است

دیوید راکفلر بانک‌دار شناخته‌شده آمریکایی که در مجامع عمومی گفته "یادم نمی‌آید گفته باشم از تشکیل یک دولت جهانی حمایت می‌کنم"، طبق اطلاعات افشا شده، در سخنرانی خود در اجلاس بیلدربرگ سال ۱۹۹۱ ضمن تشکر علنی از واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، و مجله تایم به خاطر ۴۰ سال مخفی نگه داشتن برنامه‌های سیاستمداران غربی، اعتراف می‌کند:"اگر برنامه‌های ما برای دنیا، طی این سال‌ها زیر ذره‌بین‌های قدرتمند شهرت قرار می‌گرفت، امکان پیاده کردنشان وجود نداشت. اما دنیا اکنون بسیار رشد کرده و آماده است تا به سوی "دولت جهانی" قدم بردارد.



"دیوید راکفلر" بانک‌دار شناخته‌شده آمریکایی: دنیا اکنون رشد کرده و آماده است به سوی "دولت جهانی" قدم بردارد"

بخشی از سیاست‌های این دولت جهانی را "توماس فرگوسن" مأمور "دفتر امور جمعیتی" آمریکا در آمریکای لاتین توضیح می‌دهد: "همه تلاش‌های ما یک بستر مشترک دارد: باید جمعیت دنیا را کاهش دهیم. دولت‌ها یا باید به روش ما این کار را انجام بدهند، از طریق روش‌های تر و تمیز، و یا درگیر کثافت‌کاری‌هایی خواهند شد مانند آن‌چه در السالوادور یا ایران یا بیروت اتفاق افتاد. جمعیت، یک مشکل سیاسی است. وقتی از کنترل خارج شود، برای کاهش آن به دولت‌های استبدادی و حتی فاشیست نیاز است. متخصصین امر به دلایل بشردوستانه نمی‌خواهند جمعیت را کم کنند، که خیلی هم آرمان قشنگی است. اما ما به منابع و محدودیت‌های محیط زیست نگاه می‌کنیم. به نیازهای استراتژیک خودمان نگاه می‌کنیم، و می‌گوییم فلان کشور باید جمعیتش را کم کند. در غیر این صورت، به مشکل بر می‌خوریم. دولت السالوادور از برنامه‌های ما برای کاهش جمعیت استفاده نکرد. به همین دلیل، حالا یک جنگ داخلی نصیبشان شده است.


"السالوادور از برنامه‌های ما برای کاهش جمعیت تبعیت نکرد و حالا یک جنگ داخلی نصیبشان شده است"
 
"تئودور روزولت" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا ۳ ژانویه ۱۹۱۳ طی نامه‌ای به "چارلز داونپورت" از بیولوژیست‌های برجسته آمریکایی و طرفدار ایدئولوژی اصلاح نژادی انسان‌ها می‌نویسد:"من شدیداً دوست دارم که "انسان‌های نادرست" به طور کامل از زاد و ولد منع شوند. این کار باید هنگامی که ماهیت شیطانی این افراد به اندازه کافی آشکار شد، انجام شود. جنایت‌کاران و افراد کم‌عقل باید عقیم شوند تا نتوانند فرزندی از خود به جای بگذارند. باید روی زاد و ولد افراد مطلوب تمرکز کرد.


"تئودور روزولت" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا: "دوست دارم "انسان‌های نادرست" از زاد و ولد منع شوند"

روزولت معتقد بود:"جامعه به هیچ عنوان نباید به افراد فاسد اجازه "تکثیر نوع خود" را بدهد. هر کشاورزی که اجازه زاد و ولد به بهترین دام‌های خود نمی‌دهد و بدترین آن‌ها را تکثیر می‌کند، باید به تیمارستان فرستاده شود. یک روز ما متوجه خواهیم شد که مهم‌ترین وظیفه، و وظیفه غیرقابل‌اجتناب "شهروندان خوب از نوع مناسب" این است که خون خود را بعد از خودشان در جهان باقی بگذارند. و این‌که نباید اجازه تداوم نسل شهروندانی را بدهیم که از نوع نامناسب هستند. مشکل بزرگ تمدن این است که امکان افزایش افراد باارزش را در مقابل عناصر کم‌ارزش یا مضر در جمعیت، تأمین کند.


"چارلز داونپورت" بیولوژیست آمریکایی و طرفدار ایدئولوژی اصلاح نژادی

"رابرت واکر" رئیس سابق شرکت "پپسی‌کو" درباره طرح تفکیک افراد باارزش (صاحب سرمایه) از افراد کم‌ارزش مثالی می‌زند: "آب هدیه طبیعت است، اما رساندن آن به مردم این‌گونه نیست. آب‌رسانی باید به گونه‌ای قیمت‌گذاری شود که مطمئن شویم می‌توانیم به این کار ادامه دهیم (یعنی افرادی از آب بهره‌مند شوند که از نظر اقتصادی توانمند هستند)


"رابرت واکر" رئیس سابق شرکت "پپسی‌کو": "آب هدیه طبیعت است، اما رساندن آن به مردم این‌گونه نیست"

"تد ترنر" مؤسس شبکه سی‌ان‌ان معتقد است: "وضعیت ایده‌آل این است که کل جمعیت دنیا بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون نفر باشد، یعنی ۹۵ درصد از جمعیت کنونی کم شود." یکی از راه‌های افراطی برای این کاهش جمعیت را "مارگارت سانگر" بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده" که بودجه‌اش توسط خانواده راکفلر تأمین شده است، پیشنهاد می‌دهد. وی در پروپوزال "قاعده نوزادان آمریکایی" که برای تبدیل شدن به قانون در نظر گرفته شده بود، می‌نویسد: "محبت‌آمیزترین کاری که یک خانواده بزرگ می‌تواند با یکی از نوزادان خود بکند این است که او را بکُشد." و نکته وحشت‌آور این‌که هیلاری کلینتون طی مناظره‌های خود پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۸ می‌گفت الگویش مارگارت سانگر است.


"تد ترنر" مؤسس شبکه سی‌ان‌ان: "ایده‌آل این است که ۹۵ درصد از جمعیت دنیا کم شود"

مفهوم اصلاح نژادی در انسان‌ها رابطه مستقیمی با سیاست‌های کنترل جمعیتی دارد که مقامات غربی برای کشورهای دیگر و قشرهای خاص درون کشورهای خود تجویز می‌کنند. در این‌جا، لیست کوتاهی از مشهورترین طرفداران اصلاح نژادی آورده می‌شود: الکساندر گراهام بل، مخترع تلفن؛ جرج برنارد شاو، نمایش‌نامه‌نویس مشهور انگلیسی؛ اچ جی ولز، رمان‌نویس مشهور انگلیسی و نویسنده رمان "جنگ جهان‌ها"؛ سیدنی وب، جامعه‌شناس و اقتصاددان مشهور انگلیسی؛ مارگارت سانگر، بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده"؛ وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا؛ تئودور روزولت رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، امیل زولا، رمان‌نویس و منتقد تأثیرگذار فرانسوی؛ وینستون چرچیل، نخست‌وزیر اسبق انگلیس؛ چارلز داونپورت، بیولوژیست مشهور آمریکایی.



"مارگارت سانگر" بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده": "محبت‌آمیزترین کارِ یک خانواده بزرگ با نوزادش، این است که او را بکُشد"

آن‌چه در بالا ذکر شد، نشان می‌دهد که بسیاری از مقامات غربی به طور جدی، قصد کاهش جمعیت زمین را دارند. با این حال، ممکن است برخی بگویند که این‌ها صرفاً نظرات شخصی این افراد است و شاید در عمل، تأثیر زیادی روی دنیا نداشته باشد. در ادامه، به اسناد و مدارکی اشاره می‌شود که نشان می‌دهد، تلاش برای کاهش هدفمند جمعیت، برنامه‌ای است که در سراسر جهان تأثیرگذار بوده و هست. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، می‌بینیم خیلی از این برنامه‌ها امروز هم (شاید قوی‌تر از زمان پیدایش این برنامه‌ها) پیگیری می‌شود.


"اچ جی ولز" از مشهورترین رمان‌نویسان دنیا و از طرفداران نظریه اصلاح نژادی انسان‌ها
 
"مایکل کافمن" سیاستمدار آمریکایی طی جلسه ۹ سپتامبر ۱۹۹۴ سازمان ملل با موضوع ارزیابی تنوع زیستی با نگاه به تثبیت جمعیت بشر می‌گوید: "یک تخمین معقول درباره جمعیت در دنیای صنعتی با سطح رفاهی به اندازه استاندارد زندگی در آمریکای شمالی، یک میلیارد نفر است. جمعیت دنیا باید ظرف ۳۰ تا ۵۰ سال به این میزان برسد. دو سوم از جمعیت جهان باید کم شود.


"مایکل کافمن" سیاستمدار آمریکایی: "دو سوم از جمعیت دنیا باید ظرف ۳۰ تا ۵۰ سال کم شود"

هنری کیسینجر سال ۱۹۷۴ برنامه‌ای را در سر داشت که طی آن از غذا به عنوان یک سلاح استفاده می‌شد. این برنامه را در یادداشت شماره ۲۰۰ در سند تحقیقات امنیت ملی سال ۷۴ می‌توان دید. عنوان این یادداشت "پیامدهای جهانی رشد جمعیت برای امنیت و منافع خارجی آمریکا" بود. این سند، یک سال بعد یعنی در ماه نوامبر سال ۱۹۷۵، به عنوان سیاست رسمی "جرالد فورد" رئیس‌جمهور وقت آمریکا به تصویب رسید. این یادداشت، یک طرح مخفیانه برای کاهش رشد جمعیت در کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته با استفاده از کنترل جمعیت و به طور ضمنی، جنگ و قحطی بود. "برنت اسکوکرافت" که تا آن زمان، جایگزین کیسینجر به عنوان مشاور امنیت ملی شده بود، مسئول اجرای این طرح شد. هم‌چنین به جورج اچ دابلیو بوش، رئیس وقت سازمان سیا و وزرای امور خارجه، خزانه‌داری، دفاع و کشاورزی دستور داده شد با اسکوکرافت همکاری کنند.


"هنری کیسینجر" وزیر خارجه اسبق آمریکا معتقد بود باید از غذا به عنوان سلاح استفاده کرد

عوامل اصلی در تثبیت این سند از این قرار بودند: "هنری کیسینجر، ریچارد نیکسون، مارگارت سانگر، صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID)، فدراسیون برنامه‌ریزی‌شده آمریکا، فدراسیون بین‌المللی فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده، باشگاه رم، یونیسف، سازمان بهداشت جهانی، بانک جهانی سازمان ملل متحد.


"ریچارد نیکسون" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا از عوامل اصلی در برنامه استفاده از غذا به عنوان سلاح علیه مردم بود

باید به این نکته هم اشاره کرد که آدولف هیتلر هم از غذا به عنوان سلاح استفاده می‌کرد. هیتلر غذا را "یک ابزار زیبا برای مانور و تربیت توده مردم" می‌دانست. وقتی هیتلر از این سلاح استفاده می‌کرد، چه جای تعجب است که سیاستمداران غربی امروز از این سلاح فیزیکی و روانی استفاده کنند؟ آن هم زمانی که به صراحت اعلام کرده‌اند در حال جنگ با افزایش جمعیت هستند. همان‌طور که بارها ثابت شده است، "تاریخ تکرار می‌شود."


هیتلر هم به استفاده از غذا به عنوان سلاحی علیه مردم معتقد بود

ایران از سال ۱۹۶۶ به کشورهای متعهد به "کتاب غذا" (Codex Alimentarius) پیوست. این پیمان بین‌المللی تقریباً هر چیزی را که شما می‌خورید (به جز دارو) کنترل می‌کند. پیروی از دستورالعمل‌های کتاب غذا درباره ویتامین‌ها و مواد معدنی، تا ابتدای سال ۲۰۱۰، داوطلبانه بود، اما از ابتدای این سال، اجباری شد. سال ۱۹۹۴، کتاب غذا، اعلام کرد مواد مغذی، سَم هستند. با این حال، فلوراید مشکلی ندارد! چرا؟ چون مواد مغذی، زندگی سالمی را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد و این کاملاً با دستور کار غرب مبنی بر جمعیت‌زدایی در تضاد است.


"ویتامین‌هایتان را ببوسید، بگذارید کنار"/ سازمان ملل و "کتاب غذا" برای شما برنامه‌ای دارند

در فیلم مستند "دستورکار محرمانه" که توسط "بن استوارت" ساخته شده است، می‌شنویم: "سازمان بهداشت جهانی و سازمان غذا و کشاورزی (فائو) پیش‌بینی کرده بودند که با توجه به دستورالعمل‌های "کتاب غذا" فقط در خصوص ویتامین‌ها و مواد معدنی، وقتی این برنامه به صورت جهانی اجرا شود، منجر به مرگ دست‌کم سه میلیارد نفر خواهد شد: یک میلیارد نفر از گرسنگی و سپس دو میلیارد نفر از بیماری‌های ناشی از سوء‌تغذیه. سازمان ملل در ده‌ها گزارش مختلف، خواستار کاهش ۸۰ درصدی جمعیت جهان شده است. تا جایی که در کنفرانس جهانی زنان (سال ۱۹۹۷) در پکن، رئیس برنامه غذای سازمان ملل متحد گفت: "ما از غذا به عنوان یک سلاح علیه مردم استفاده خواهیم کرد.


بخشی از مستند "دستورکار محرمانه" به پشت پرده تلاش‌های برای کاهش جمعیت دنیا می‌پردازد

طبق دستورالعمل "کتاب غذا"، مواد غذایی محدود می‌شود و مصرف آب کاهش پیدا می‌کند. هم‌چنین، مواد غذایی که در دسترس مردم قرار می‌گیرد، از نوع "اصلاح ژنتیکی" خواهد بود مواد مغذی، نخواهد داشت. به علاوه، هنگامی که یک کشور عضو "کتاب غذا" می‌شود، هرگز نمی‌تواند این پیمان را ترک کند.


"کتاب غذا" مرجع "سازمان تجارت جهانی" برای قضاوت درباره ایمنی مواد غذایی است

از سوی دیگر، آن‌چه احتمالاً مبنای کاهش جمعیت قرار می‌گیرد مفهوم "نسبت وابستگی خانوادگی" است که توسط سازمان ملل ارائه شده است. برای تعیین این نسبت، همه خانواده‌ها بررسی می‌شوند تا مشخص شود چه‌قدر تولید داشته و چه اندازه (مثلاً از منابع طبیعی) مصرف کرده است. این محاسبه از طریق قبض‌های آب، برق و غیره انجام می‌شود. باید مشخص شود که آیا شما بیش از آن‌چه تولی می‌کنید، مصرف می‌کنید؟ از این راه تشخیص می‌دهند که شما یک شهروند مولد هستید، و یا به قول هنری کیسینجر یک "خورنده بی‌مصرف."


از نظر کیسینجر، شهروندان جامعه به دو دسته "مولد" و "خورنده بی‌مصرف" تقسیم می‌شوند.


دوشنبه 23 شهریور 1394

یه اعتراف ساده اما سنگین ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛ ﺑﺪﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎ
ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ !
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ، ﮐﺞ ﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎ، ﺳﻮ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻫﺎ !
ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪﻡ،
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﻨﻨﺪ .
ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺻﺮﻑ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ؛
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺧﻮﺩﻡ،
ﺭﻓﻊ ﺳﻮﺀ ﺗﻔﺎﻫﻢ،
ﮐﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢ؛
ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﯿﺴﺘﻢ !
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ...
ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ....
ﻣﻮﺿﻌﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﺎﻥ .
ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ !
ﺗﺎﺯﮔﯽ ﻫﺎ، ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ !
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻻﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ؛ ...
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻮﺭ ﻭ ﮐﺮ !...
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ،
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻡ ...
ﺩﯾﮕﺮ، ...
ﻧﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ !
ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ...
.
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ
ﺩﯾﺮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﺮﺯ ﻓﮑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ .
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳﺕ ﺑﮕﻮﯾﺩ ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮐﻨﺩ ...
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ...
ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺩﺭ ﻻﮎ ﺧﻮﺩﻡ ،
ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ !
ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻧﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ،
ﻧﻪ ﻗﻬﺮ ﻭﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ !!!
ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻗﯿﺪ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺷﺎﻥ، ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺷﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

حاج اصعغر شلمچه 94/6/23 سالروز شهادت امام جواد ... 


یکشنبه 11 مرداد 1394

هشت ضلعی شلمچه چگونه ساخته شد؟

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    


جنگ که تمام شد، ما به عنوان تخریب چی در مناطق عملیاتی ماندیم و زندگی زلالی را پس از جنگ با شهدا آغاز کردیم.در مناطق عملیاتی هم حضور می یافتیم، از جمله در شلمچه. همه می دانند که ما بچه های رزمنده خراسان الفتی غریب با شلمچه داریم. بیشتر همرزمان ما دراین منطقه از جبهه به شهادت رسیده اند، بخصوص در عملیات های کربلای چهار و پنج.

آن سالهای پس از جنگ که من در مناطق عملیاتی بودم...


شلمچهپس از پایان جنگ، نخستین یادمان مناطق عملیاتی در شلمچه از سوی رزمندگان خراسان بنا شد.

حاج ماشاء ا... درباره ساخت یادمان ابتدایی شلمچه حرفهای شنیدنی دارد. او در بیان خاطراتش می گوید:

جنگ که تمام شد، ما به عنوان تخریب چی در مناطق عملیاتی ماندیم و زندگی زلالی را پس از جنگ با شهدا آغاز کردیم.در مناطق عملیاتی هم حضور می یافتیم، از جمله در شلمچه. همه می دانند که ما بچه های رزمنده خراسان الفتی غریب با شلمچه داریم. بیشتر همرزمان ما دراین منطقه از جبهه به شهادت رسیده اند، بخصوص در عملیات های کربلای چهار و پنج.

آن سالهای پس از جنگ که من در مناطق عملیاتی بودم، هر وقت به شلمچه می رفتم، به شدت محزون و دلتنگ می شدم. دیده بودم که خیلی از شهدای ما دراین سرزمین به شهادت رسیده اند، اما کسی یادمان یا مزاری برای آنها نساخته است. نقطه ای در شلمچه وجود داشت که 400 نفر از رزمنده های خراسان آنجا قتل عام شدند و تانکهای عراقی از روی جنازه های آنها رد شدند که بعدها حتی شناسایی آنها هم ممکن نبود. برخی از آن شهدا هنوز هم گمنام اند. این منطقه بین ما بچه های رزمنده به «فلکه امام رضا(ع)» معروف شده است.

من برای اینکه قتلگاه آن 400 شهید گم نشود، چند پرچم، تعدادی آجر و کلاه آهنی را که از زمان جنگ آنجا باقی مانده بود، در این نقطه به عنوان نشانی قرار دادم. یادم هست تعداد زیادی کلاه آهنی گذاشتم تا زیادی شهدای آنجا را نشان دهم. هر چند تعداد آن شهدا از این کلاه ها خیلی بیشتر بود. بدین ترتیب اولین یادمان شهدای شلمچه شکل گرفت.

نقطه ای در شلمچه وجود داشت که 400 نفر از رزمنده های خراسان آنجا قتل عام شدند و تانکهای عراقی از روی جنازه های آنها رد شدند که بعدها حتی شناسایی آنها هم ممکن نبود. برخی از آن شهدا هنوز هم گمنام اند. این منطقه بین ما بچه های رزمنده به «فلکه امام رضا(ع)» معروف شده است.

چندی بعد در نوروز سال 71 یا 72 بود که ما با تعدادی از پدران و مادران شهدا به مناطق عملیاتی رفتیم. آن موقع هنوز اردوهای راهیان نور و بازدید از مناطق عملیاتی مرسوم نبود. قرار شد ما یکی دو روزی را هم در شلمچه باشیم. شب آخری که شلمچه بودیم وبیست ساعت بعد باید آنجا را ترک می کردیم، به همراه تعدادی از پدران و مادران شهدا تصمیم گرفتیم این یادمان اولیه را گسترش دهیم و آن را بهتر و با شکوه تر بسازیم. خودمان پولی روی هم گذاشتیم و رفتیم از خرمشهر که در نزدیکی شلمچه است، گچ و آجر و مصالح لازم را خریدیم. پدر یکی از شهدا که حالا به رحمت خدا رفته، بنا بود و به ما کمک می کرد. خلاصه، با همان امکانات کم، از ساعت هشت شب تا نزدیک صبح، بنا را کامل تر و با شکوه تر با یک هشت ضلعی فلزی که روی آن قرار می گرفت، ساختیم. بخصوص هم هشت ضلعی ساختیم. چون می خواستیم نسبت و ارتباط شلمچه به عنوان قرارگاه شهدای خراسان و بسیاری دیگر از شهدا با امام رضا(ع) حفظ شود. هنگام ساخت هم آن شب رخدادهای عجیب و غریبی افتاد و حال و هوای غیر قابل توصیفی بین ما پیش آمد که بیانش بماند برای بعد.

آن شب احساس مشترک و قانون نانوشته ای در ذهن ما و خانواده شهدا به وجود آمد و آن این بود که تصور می کردیم ممکن است مقام معظم رهبری، روزی به مقتل شلمچه تشریف بیاورند و سرانجام در سال 78 ایشان به شلمچه تشریف آوردند و بی درنگ با تدبیر ایشان، ساخت یادمان کنونی شلمچه که در حقیقت می توان آن را سومین یادمان شهدای شلمچه دانست، به همت آستان قدس رضوی شروع شد. آن هنگام، ارتش، سپاه و نیروهای تفحص در شلمچه حضور داشتند و این نقطه پر از مین، هنوز حالت جنگی داشت و اتفاق نظری هم وجود نداشت که یادمان شلمچه با این وسعت و شکوه ساخته شود.

به نظر من، ساخت این یادمان اگر به نهادی جز آستان قدس واگذار می شد، مورد مخالفت قرار می گرفت.

آن زمان مشکلات و مخالفت هایی وجود داشت که اکنون قابل بیان نیست. فقط می توان گفت با تدبیر و دوراندیشی مقام معظم رهبری، ساخت این یادمان آغاز شد و نمایندگان معظم له هم در جریان ساخت آن در شلمچه حضور می یافتند. پس از چهار سال، ساخت یادمان به پایان رسید و اردوهای راهیان نور به شکل جدی آغاز شد.

آن بنای ابتدایی که ما ساخته بودیم، اکنون درنقطه مرکزی یادمان که از سطح زمین پایین تر است و اسناد و مدارک شهدا درون محفظه شیشه ای قرار گرفته، واقع شده است. آن سازه آهنی هشت ضلعی هم در محل ایستادن رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است.

اما ساخت یادمان کنونی شلمچه را مهندس جوانی به نام «شهرام قهرمان» بر عهده داشته است که حرفها و خاطرات او از ساخت یادمان باشکوه شلمچه در طول چهار سال شنیدنی و جالب است:

شلمچه« آن روزهایی که پیشنهاد ساخت یادمان شلمچه را به من دادند، تازه از سوئد برگشته بودم. مهندس عمران جوانی بودم که به دنبال رؤیاهای جوانی ام می گشتم. خیلی هم نازک نارنجی و اتوکشیده بودم؛ طوری که همیشه عینک آفتابی می زدم تا یک وقت گرمازده نشوم. جنگ را هم ندیده بودم. به تعبیر خودم، وقتی رسیدم که داشتند نیزه شکسته های جنگ را جمع می کردند؛ اما چه شد که من با آن روحیات در بیابان گرم وسوزان شلمچه که خودم دمای 65 درجه آن را با دماسنج ثبت کردم، چهار سال ماندم تا یادمان شهدای شلمچه ساخته شود، به نظرم به امام رضا(ع) و فرزندان شهید آن بزرگوار در شلمچه مربوط است. همین قدر بگویم که وقتی قرار بود آخرین سنگ بنای این یادمان که یک کاشی فیروزه ای باکلمه مبارک « یا فاطمه الزهرا(س)» بود گذاشته شود معمار رفت تا آن را سر در یکی از هشت ضلع یادمان نصب کند. وقتی او بالا رفت تا این کاشی را سرجایش بگذارد، من که پایین ایستاده بودم و نگاه می کردم، از خودم پرسیدم یعنی تمام شد و من باید از شلمچه برگردم؟ طاقت نیاوردم و از معمار خواهش کردم اجازه دهد من جای او این کار را انجام دهم. خودم بالا رفتم و آن کاشی فیروه ای با اسم مبارک «حضرت فاطمه (س)» را روی قلب و چشمهایم گذاشتم، زیارتش کردم، بوسیدم و این آخرین سنگ بنا را سرجایش گذاشتم؛ تا ساخت یادمان شلمچه به پایان برسد. پایین که آمدم، به شکرانه نعمتی که خدا به من داده بود، دو رکعت نماز شکر در بیابان شلمچه خواندم و گفتم: خدایا به خاطر این چهار سال، شکر! همین.

وقتی قرار بود آخرین سنگ بنای این یادمان که یک کاشی فیروزه ای باکلمه مبارک « یا فاطمه الزهرا(س)» بود گذاشته شود معمار رفت تا آن را سر در یکی از هشت ضلع یادمان نصب کند. وقتی او بالا رفت تا این کاشی را سرجایش بگذارد، من که پایین ایستاده بودم و نگاه می کردم، از خودم پرسیدم یعنی تمام شد و من باید از شلمچه برگردم؟

صادقانه اعتراف می کنم که در ساختن یادمان شلمچه، سختی ها و مرارت های بسیاری کشیدم. روزهای خیلی سختی را بدون امکانات گذراندم، اما باز هم صادقانه اعتراف می کنم که از آن مرارت ها و روزهای سخت، چیزی شیرین تر و جذاب تر و لذت بخش تر در این دنیا وجود ندارد. من در آن چهار سال خلوت های عاشقانه ای در تنهایی هایم که گاهی هیچ کس همراهم نبود، با خدا و با شهدای شلمچه داشتم. آن چهار سال، انرژی و نیرویی به من داد که در این سال هایی که از شلمچه برگشتم، با ذخیره آن چهار سال زندگی می کنم و حالا دوباره خدا را شکر می کنم که افتخار ساخت یادمان باشکوه شلمچه را نصیب و روزی ام کرد. لحظه به لحظه مرا یاری رساند تا تجربه ای بی نظیر و لذتبخش را نه فقط در کارنامه کاری ام، بلکه در زندگی ام به ثبت برسانم تا ان شاء ا... هم در این دنیا و هم در آن دنیا به آن ببالم و افتخار کنم




یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

رهبر سید علی

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

رهبرم ارثیه از حضرت مادر دارد
به دلش مهر علی را دو برابر دارد

ای كه بر مركب جهل آمده ای در میدان
خبرت هست كه این طایفه، حیدر دارد

وای اگر خامنه ای حكم جهادی بدهد
او به هر معركه صد مالك اشتر دارد

داعش و آل سعود، آل یهود، آمریکا
یادتان رفته عجم این همه لشکر دارد

الگوی نهضت ما حضرت ثارالله است
نیّت سازشِ با کفر که در سر دارد!؟؟

ما ز عوعوی سگ پیر، نداریم هراس
پای خود را زدم شیر بگو بر دارد

مرگتان می رسد آن روز که حکمی برسد
ملتی، گوش به یك رخصت رهبر دارد

این نظام علوی تا به ابد پا برجاست
چون ز خون شهدا ضامن و لنگر دارد



یکی از علمای بزرگ اصفهانی می گوید :

«شبی در عالم رؤیا امام زمان (ع) را دیدم.

به ایشان عرض کردم چه کنم که به شما نزدیک شوم؟»

فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.»

من به ذهنم رسید که یعنی در مورد هر کاری ببین

اگر امام زمان (ع) این کار را می کند تو هم انجام بده.

پرسیدم: «چه کنم که در این امر موفق باشم؟»

فرمود: «الاخلاص فی العمل؛ یعنی

در کارهای خود اخلاص داشته باش.»


با تشکر از وبلاگ وزین مادر خوبی ها 

 




صورت هایی که دیگر واقعی و دل نشین نیستند. زنان ایرانی چهره خود را پشت نقاب سنگینی از آرایش و عمل زیبایی قایم میکنند.تعجب آور است زنان این کشور علی رغم آموزه های دینی خود شبیه پورن استارها و ستاره های فیلم های پورنو آمریکایی آرایش میکنند.اینجور صورت آرایی ها تنهادر فیلم های 3ک.سی دیده میشود. ما در خیابان های اروپا بسیار کم با چنین مواردی روبرو میشویم.در ایران صورت زنان بیشتر از آنکه حس خوبی القا کند حس شهوت را بر انگیخته میکند!. خرید و فروش کتاب در مقابل خرید و فروش لوازم آرایشی بسیار بسیار کم و ناچیز جلوه میکند. در ایران مقدار خرید و فروش یک سال کتاب برابر است با میزان خرید و فروش یک روز یا نیمه ای از روز ابزار آرایش! این یعنی جهان سوم.
جایی که مردم آن نسبت به شعور خود بی تفاوت تر از ظاهرخود هستند!

**********************************
بچه شیعه به خود بیا که دشمن در همین نزدیکیست دشمن را نمیشه با چشم دید دشمن با ابزار پیشرفته و مدرنی به اسم جنگ نرم وارد دل ها شده جنگی که ابزار هایش روزبه روز گسترده تر میشه .این شما هستید که باید با بصیرت باشید و ابزار هایش را شناسیایی کنید .ابزار های که بیشتر جوانان را به سوی خود میکشد به سوی فرهنگ های خالی از انسانیت .نمونه یکی از این ابزار ها همین شبکه های اجتماعی است که روز به روز در حال گسترده شدن است اگه در دست هر جوان امروز را ببینی یک گوشی هوشمند وجود داره گوشی های که خیلی کم میشه باهاشون حرف زد یا با پدر و مادر یا خویشاوندان تماس گرفت این گوشی ها را خیلی ها فقط برای شبکه های اجتماعی همچون وایبر،وات ساپ،تانگو ،اینستاگرام،و هزاران چیز های بی فایده دیگه خریداری میکنند.مطلب بالا ( نظرمجله فرانسوی اکومد در مورد وضعیت آرایش درایران) یک هشداری برای همه است .






سه شنبه 15 اردیبهشت 1394

خداحافظ قصه های مادربزرگ ... :(

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    



کی عوض شدیم؟!
کی دیگر نترسیدیم؟!
از ته دل نخندیدیم؟!
و دل نبستیم...

و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم؛
و موهای سرمان سفید...
و از آرزوهای قشنگمان کی گذشتیم؟!

یک لحضه سکوت برای تمامی لحظه هایی که گذشت و دیگر خودمان نیستیم!!

▬◄واقع بینانه تر بگوبم...؟!

بد شده ایم...!!!

از وقتی شروع کردیم به قربانت بروم های تایپی،
به دوستت دارم های اس ام اسی،
به عاشقتم های وایبری ، ویچتی و لاینی و...

بد شده ایم...!!!

از وقتی هر کدام از کانتکت های لیستمان چیزی فرستاد،
قلب های سرخ را روانه ی تکست کردیم و عشقم و عزیزم و گلم صدایش کردیم...
فرقی هم نمیکرد که باشد!

دیگر کلمات،
دم دستی ترین ترفندمان شد!
کلماتی که مقدّسند،
که معجزه میکنند،
افتاده اند زیر پا...!

فرقی هم برایمان نکرد که چه کسی باشد و از چه جنسی باشد!
فقط اینکه باشد و دمی بگذرد، برایمان کفایت کرد!

بد شده ایم...!!!

از وقتی لبخند زدیم و بوسیدیم و نوازش کردیم
و آنسوی ماجرا پیچیدیم و پیچاندیم و به زرنگی خودمان آفرین گفتیم!

حال خیلی هایمان خوب نیست...!

این روزها عادت کرده ایم مرگ خیلی چیزها را جشن بگیریم!
دردناک است حال و روزمان ولی دردمان درمان دارد...

کمی صداقت...
کمی شهامت...
فقط همین !!
.


دوشنبه 14 اردیبهشت 1394

هدف از افزایش جمعیت چیست ؟؟؟

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    



این مطلب رو پسند بزنید تا دوستاتون هم استفاده کنند 
حسن عشایری
دکتری/ استاد گروه اعصاب و روان دانشگاه علوم پزشکی تهران جواب می دهد....
هدف، تنها افزایش آمار نیست بلکه جمعیت باید سالم باشد
در ابتدا باید آسیب‌شناسی اجتماعی و روانشناسی اجتماعی در مورد رشد جمعیت داشته باشیم و ببینیم علاوه بر قوانینی که در راستای کاهش جمعیت بوده‌اند چه عوامل دیگر زیستی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موجب عدم تمایل خانواده‌ها به فرزندآوری شده است و این.........
نظره شما چیه ؟؟
روی لینک زیر کلیک کنید و بحث رو بخونید
نظر یادتون نره
موافقم ...... ً کمی موافقم ........ کمی مخالفم ........ مخالفم


خانم جان جونم فداتون... آخ بمیرم به خدا دیگه روضه نمی خواد.. موها سفید میشه اگه به حقیقت مصیبت دختر علی پی ببریم ...
..


عالمه غیر معلمه : داناى نیاموخته .

فهمه غیر مفهمه : فهمیده بى آموزگار.

کعبه الرزایا: قبله رنجها.

نائبه الزهراء: جانشین و نماینده حضرت زهرا (س ).

نائبه الحسین : جانشین و نماینده حضرت حسین (ع ).

ملیکه الدنیا: ملکه جان ، شهبانوى گیتى .

عقیله النساء: خردمند بانوان .

عدیله الخامس من اهل الکساء: همتاى پنجمین نفر از اهل کساء.

شریکه الشهید: انباز شهید.

کفیله السجاد: سرپرست حضرت سجاد.

ناموس رواق العظمه : ناموس حریم عظمت و کبریایى .

سیه العقائل : بانوى بانوان خردمند.

سر ابیها: راز پدرش على (ع ).

سلاله الولایه : فشرده و خلاصه و چکیده ولایت .

ولیده الفصاحه : زاده شیوا سخنى .

شقیقه الحسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن (ع ).

عقیلى خدر الرساله : خردمند پرده نشینان رسالت .

بلیغه : سخنور رسا.

فصیحه : سخنور گویا.

صدیقه الصغرى : راستگوى کوچک (در مقابل صدیقه کبرى ).

الموثقه : بانوى مورد اطمینان .

الفاضله : بانوى با فضیلت .

الکامله : بانوى تام و کامل .

عابده آل على : پارساى خاندان على.

عقلیه الوحى : بانوى خردمند وحى.

شمسه قلاده الجلاله : خورشید منظومه بزرگوارى و شکوه .

نجمه سماء النباله : ستاره آسمان شرف و کرامت .

المعصومه الصغرى : پاک و مطهره کوچک .

قرینه النوائب : همدم و همراه ناگوارى ها.

محبوبه المصطفى : مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص ).

قره عین المرتضى : نور چشم حضرت على (ع ).

عقیله النبوه : بانوى خردمند پیامبرى .

قبله البرایا: کعبه آفریدگان .

باب حطه الخطایا: دروازه آمرزش گناهان .

حفره على و فاطمه : مرکز جمع آورى دوستى و محبت على (ع ) و فاطمه (س ).

بطله کربلاء: قهرمان کربلا.

عظیمه بلواها: بانویى که امتحانش بس بزرگ بود.

عقلیه القریش : بانوى خردمند از قریش .

الباکیه : بانوى گریان .

سلیله الزهراء: چکیده و خلاصه حضرت زهرا (س ).

امنیه الله : امانت دار الهى .

آیه من آیات الله : نشانى از نشانه هاى خداوند.

مظلومه وحیده : ستمدیده بى کس

شهادت حضرت زینب سلام وعلیها تسلیت.


جمعه 11 اردیبهشت 1394

ستون عشق ... نثار اموات وشهدا ... صلوات

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    




شمس جمال نورانی اعلی حضرت - قدرقدرت - شاه قوی شوکت - ماه طلعت - خورشید رایت -سلطان اولیا - سخن گذار منبر سلونی - سرور مطلبی - ابن عم نبی - درهل اتی - مهر برج انما - شهسوار لا فتی - پیشوای انبیا - سید الاوصیا - عماد الاصفیا - رکن الاولیا - عروه الوثقی - کلمه الحسنی - ایه الله العظمی - اول مظلوم عالم - خیرالمومنین - امام المتقین - امام العارفین - اول العابدین - مولی الموحدین - امام الثقلین - رییس الموحدین - سید المتقین - زین الموحدین - ازهد الزاهدین - مولی الکونین - ابوالحسنین - امیرالبرره - قاتل الفجره - امیر عوالم - امیرالمومنین - امام المسلمین - عمود الدین - یعسوب الدین -حبل الله المتین - لنگر اسمان و زمین - جان جهانیان - سرالاسرار - نورالانوار - امام الاطهار - ولی الجبار - نعمت الله علی الابرار - نقمه الله علی الفجار - نباء عظیم - صراط المستقیم - قران کریم - علم اعلام - دریای قمقام - معدن اسرار - نورالانوار - شکننده اصنام - اصل قدیم - فرع کریم - امام حلیم - جنب الله المکین - قیم دین - یدالله الباسطه - نورالله المبین - اذن الله الواعیه - عین الله الناظره - سیف الله المسلول - اسم الله الاعظم - قران الاکرم - صاحب عصا و میسم - شهاب الثاقب - مفرق الکتایب - نقطه دایره المطالب - محی السنه - ابوالایمه - کاشف الغمه - سید الامه - سنی الهمه - قابض الارواح - صاحب لوا - نقطه زیر با - رایة الهدی - باب الهدی - مصاحب انبیا - معلم جبرییل - امیر میکاییل - حاکم عزراییل - سید البشر من ابی فقد کفر - حاکم یوم الدین - غیاث المستغیثین - امان الخایفین - دعای جوشن کبیر - حبیب الله العالمین - سیدالعرب والعجم - خیرالبشر - وجه الله - عین الله - اذن الله - لسان الله - یدالله - باب الله - سیف الله - سرالله - ثارالله - نورالله - روح الله - شمس الله - غیرت الله - قدرت الله - ولی الله - خلیفة الله - عبدالله - اسدالله الغالب - غالب کل غالب - مظهر العجائب - مصدر الغرائب - ابوتراب - زوج بتول - وصی رسول - قائدالغر المهجلین - لنگر آسمان وزمین - نفس الرحمان - نفس الرسول - باب حطه - صدیق اکبر - فاروق اعظم - مولودکعبه - قسیم النار والجنه - صاحب ذوالفقار - شهید محراب - کننده ی در خیبر - امامی و مولا - آقاجانم قرآن ناطق علی ابن ابیطالب(علیه السلام)
و شادی دل صدیقه کبری،اُمّ اَبیها،اُمّ الحسن،اُمّ الحسین،اُمّ المحسن،اُمّ الأئمة،اُمّ الخیرة،اُمّ المؤمنین،اُمّ الأخیار،اُمّ الفضایل،اُمّ الأزهار،اُمّ العلوم،اُمّ الکتاب،انسیه، بتول، تقیه، حبیبه، حُرَّة، حوراء، حوریه، راکعه، رشیده، رضیه، ریحانه، زهره، ساجده، سعیده، سیده، شهیده، صابره، صادقه، صدوقه، طیبه، عارفه، عالیه، عذراء، عزیز، علیمه، عدیله، فاضله، فریده، کریمه، کوثر، کوکب، مبشره، محموده، مطهره، معصومه، ملهمه، ممتحنه، منصوره، موفقه، مهدیه، مؤمنه، ناعمه، نقیّه، والهه، وحیده، انسیة، نوریة، حانیة، رحیمة، رشیدة، محترمة، صابرة، سلیمة، صفیة، حدیثه، محتشمة،محدثه،جلیلة، حکیمة، فهیمة، حنانة، حسنا، مرضیه ،هدی، حامی حیدر کرار ، جده سادات حضرت زهرا(س) 
و شمس جمال سرور جوانان اهل بهشت ، کریم اهلبت(ع) ، آیت الله العظمی ، حضرت أَبَا مُحَمَّدٍ ، حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ أَیُّهَا الْمُجْتَبَى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ(س) 
و شمس جمال سلطان عشق ، سرور آزادگان جهان ، سرور جوانان اهل بهشت ، پدر پیر دشت کرببلا ، کشتی نجات ، مصباح الهدی ، قتیل العریان ، عطشان ، مظلوم ، قتیل العبرات ، سیّد الشهدا ، ثارالله ، قتیل الله ، وترالله ، خامس اصحاب كسا ، وارث ، موضع سرّالله ، لدلیل علی‌الله ، مجاهد ، شهید ، رشید ، غریب الغرباء ، شاهد ، حجت الله ، خازن الكتاب المسطور ، سفیر الله ، سید شباب اهل جنه ، سفینه النجات ، مقتول ، زكی ، عبدالله ، وصی الله ، قتیل الكفره ، ولی الله ، سبط پیامبر ، آل الله ، ابوالشهداء ، ابوالاحرار ، ابوالمجاهدین ، خامس آل عبا ، خون خدا ، سلطان كربلا ، وترالموتور ، سریع العبره ، قتیل اشقیاء ، اباعبدالله ، ثارالله ، آیت الله العظمی ، آقاجانم حضرت حسین بن علی بن ابیطالب(علیه السلام) 
و شادی دل بنت الزهرا(س) ، بنت الحیدر کرار(ع) ، عمّه سادات ، ام کلثوم ، عقیله بنی هاشم ، ولیة الله العظمی ، ناموس الکبری ، عالمه غیر معلّمه ، عارفه ، کامله ، عامله ، مخبره ، محدثه ، شریکة الحسین ، باکیه ، سر ابیها ، البلیغه ، فاضله ، رضیعة ثدى الولایة ، بلیغة ، فصیحة ، صدیقة الصغرى ، الموثقة ، عقیلة الطالبین ، الفاضلة ، الكاملة ، عابدة آل على ، عقلیة الوحى ، شمسة قلادة الجلالة ، نجمة سماء النبالة ، المعصومة الصغرى ، قرینة النوائب ، محبوبة المصطفى ، قرة عین المرتضى ، صابرة محتسبة ، عقیلة النبوة ، ربة خدر القدس ، قبلة البرایا ، رضیعة الوحى ، باب حطة الخطایا ، حفرة على
و فاطمه ، ربیعة الفضل ، بطلة كربلاء ، عظیمة بلواها ، عقلیة القریش ، الباكیة ، سلیلة الزهراء ، امنیة الله ، آیة من آیات الله ، مظلومة وحیدة ، بی بی دو عالم حضرت زینب کبری(س) صلوات.


مینویسم سر خط نام خداوند رضا

شعر امروز بپرداز به لبخند رضا

آنکه با آمدنش آمده محشر چه کسی ست؟

از تو در آل نبی با برکت تر چه کسی ست؟

آنکه از آمدنش عشق بیان خواهد شد

" عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد "

آسمان! از سر خورشید تو خواب افتاده؟

یا که از چهره ی این طفل نقاب افتاده؟

بی گمان حافظ چشمان تو ابروی تو بود

" دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود "

آسمان از نفسش یک شبه منظومه نوشت

روزی شعر مرا حضرت معصومه (س) نوشت

عدد سائل این خانه زیاد است امروز

شعر وارد شده از باب جواد است امروز

باز با لطف رضا (ع) کار من آسان شده است

کاظمین دلم امروز خراسان شده است

دوست دارم که بگردم حرم مولا را

بوسه باران کنم از یاد تو پایین پا را

بنویسید که تقویم بهاری بشود

روز او روز پسر نام گذاری بشود

خالق از دفتر توحید جناس آورده

جهل این قوم چرا چهره شناس آورده؟

شک ندارم که از این حیله ی ابتر مانده

رو سپیدیست که بر چهره ی کوثر مانده

به رضا (ع) طعنه زدن جای تأسف دارد

گر چه یعقوب شده، مژده ی یوسف دارد

این جوان کیست که معنای قیامت شده است

سند محکم اثبات امامت شده است

گندمی باشد اگر رخ نمکش بیشتر است

با پیمبر (ص) صفت مشترکش بیشتر است

 

این جوان کیست که سیمای پیمبر (ص) دارد

بنویسید رضا (ع) هم علی اکبر (ع) دارد

اهلبیت آینه ی بی مثل قرآن اند

این جوان کیست که از خطبه ی او حیرانند؟

نسل در نسل، شما مایه ی ایمان منید

من نفس می کشم از اینکه شما جان منید

نزند دشمنت از روی حسادت نظرت

چند روزیست پریشان شدم آقا! پسرت...

غصه ای نیست اگر این همه دشمن دارد

پسرت حرز تو را تا که به گردن دارد

پسرت مثل علی(ع) بوده، امیر است امیر

پسرت چشمه ی جوشان غدیر است غدیر

آخر شعر من از قلب هدف می گذرد

کاظمین تو هم از راه نجف می گذرد

تا ز مولا ننویسیم ادب کامل نیست

چون که بی نام علی (ع) ماه رجب کامل نیست

یا علی (ع) یا اسد الله عنان دست تو است

جلوه کن باز یدالله جهان دست تو است


پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394

سفر حج دستمایه خنده و جوک ها ...

   نوشته شده توسط: حاج اصغر شلمچه (قربانی )    

دوستان در مورد جوک هایی که در مورد حج فرستاده میشه .......


سوره حج آیه 25

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا وَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِی جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ و َمَن یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ

ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﺆ ﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪﺍﻟﺤﺮﺍم ، ﻛﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩم ﻣﺴﺎﻭﻯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﻁ ﺩﻭﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ، ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ (ﻣﺴﺘﺤﻖ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺩﺭﺩﻧﺎﻛﻨﺪ) ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺣﻖ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﺘﻢ ﺯﻧﺪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻰ ﭼﺸﺎﻧﻴﻢ.(25)


متاسفانه این بار طنز و لودگی سراغ پاکترین و بهترین جا رفته یعنی خانه خدا و بعضی ها سهواً این جوکها را میفرستند ، برادران خندیدن به چه قیمتی...! روز به روز بدتر میشیم...! دیروز ترک و لر... شریعتی و لقمان... امروز حاجی و خانه خدا...!

و در آخر شرمنده خداوند هستم که نتوانستم برای خانه اش کاری کنم بجز فرستادن این مطلب...!

 دیروز غربیها کاریکاتور میکشیدند امروز خودیها مسخره می کنند.


تعداد کل صفحات: 30 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic